تبليغاتX
๑۩۞۩๑ ترتم شبانه ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ ترتم شبانه ๑۩۞۩๑

دخترا اگه برن سربازی ...

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی

...

صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

...

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..

چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

...

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام

فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!)

...

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

...

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو

فرمانده: بلندشید برید بخوابید!

همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 16:5  توسط ترنم شبانه   | 

غدیر



در سال دهم هجرت، زمانی که پیامبر اکرم (ص) دریافت به زمان رحلت خود نزدیک میشود، بی وقفه میکوشد تا زمان حضورش را در میان مسلمانان پربارتر نماید و به همین دلیل، زیباترین و دقیق ترین مراسم حج را به اتفاق یاران خود انجام داد.



در آن روزها بيمارى سختى (آبله يا حصبه) در مدينه شايع بود كه بسيارى از مسلمانان را از اين سفر محروم مى داشت با اين حال دهها هزار نفر با پيامبر همراه شدند. مورخان، همراهان آن حضرت را چهل هزار، هفتاد هزار، نود هزار، 114 هزار، 120 هزار و 124 هزار نفرنوشته اند ولى با اين همه حق اين است كه بگوييم چنان جمعيتى در ركاب آن حضرت حركت كردكه شمارش بر جز خدا پوشيده است.

اينان كسانى بودند كه از مدينه مى آمدند، ولى تعداد حاجيان به اين عده منحصر نمى شد زيرا اهل مكه و ساكنان حومه آن و كسانى كه از يمن در ركاب على (ع) آمده بودند نيز در حج شركت داشتند.

دلیل انتخاب محل غدیر خم
پس از پایان یافتن این حج که به الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام خوانده اند با پايان گرفتن مراسم حج پيامبر (ص) به سوى مدينه حركت كرد هنگامى كه به سرزمين رابغ رسيد، در محلى كه غدير خم نام داشت، جبرئيل امين بر او نازل شد و پيامى بدين شرح از پروردگار بر او تلاوت كرد.

اى رسول ما! آنچه را از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر اين كار را انجام ندهی، رسالت خود را به انجام نرسانده اى و خدا تو را از مردم ايمن خواهد كرد همانا خداى، قوم كفرپيشه را هدايت نمى كند.

اين پيام الهى ماموريتى خطير بر عهده پيامبر اكرم (ص ) مى گذاشت، اعلان چيزى كه بايد همگان ازآن باخبر شوند و اگر چنين نكند گوياكارى صورت نداده است.

بنابراين بهترين موقعيت براى اعلام چنين پيامى همين جا بود، جايى كه راه مصر و عراق و مدينه و حضرموت و تهامه از هم جدا مى شود و همه حاجيان ناگزير از آن مى گذرند. غدير خم مناسب ترين محلى بود كه مى توانست چنين پيام پر اهمیتی رابه گوش همگان برساند.


بارگاه حضر علی (ع) در نجف
مهمترین خطبه پیامبر اسلام
پیامبر، پس از جمع شدن تمام حجاج و در زیر خورشید تابان، از یاران خود خواست تا زير چند درخت كهنسال را بروبند و با رویهم گذاردن جهاز شتران منبرى بلند برافرازند، سپس بر فراز منبر برآمد و خطبه اى بدين شرح ايراد كرد:

"ستايش مخصوص خداوند است از او كمك مى خواهيم و به او ايمان مى آوريم و بر او توكل مى كنيم و از شر نفس و بدى كردارمان به او پناه مى بريم ، خدايى كه هدايت كننده اى نيست آنكه رااو گمراه سازد و گمراه كننده اى نيست هر كه را او هدايت كند گواهى مى دهم كه معبودى جزخداى يگانه نيست و محمد بنده و فرستاده اوست."

"من پيش از شما به حوض كوثر مى رسم و شما در كناره حوض بر من وارد خواهيد شد،حوضى كه عرض آن به اندازه فاصله صنعا تا بصرى است ، و در آن جامهايى است از نقره به شماره ستارگان، حال بنگريد كه پس از من با دو ميراث گرانبها چگونه رفتار مى كنيد."

مردى از ميان جمعيت فرياد برآورد: يا رسول اللّه ! آن دو چيز گرانبها چيست ؟

فرمود: يكى از آن دو كه بزرگتر است ، كتاب خداست يك طرفش در دست خدا و طرف ديگرش به دست شماست ، پس آن را محكم نگه داريد تا گمراه نشويد و ديگرى كه كوچكتر است ، عترت و خاندان من است و خداى نيكى كننده آگاه به من خبر داده است كه اين دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا در لب حوض در قيامت به من رسند من هم از خدا همين را خواسته ام، پس شما ازآنها پيشى نگيريد كه هلاك مى شويد و از آنها وا نمانيد كه هلاك مى شويد."

سپس دست على (ع )را گرفت و بلند كرد، آنگاه فرمود: اى مردم! چه كسى نسبت به مؤمنان از خود ايشان سزاوارتر است ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند.

فرمود: خدا مولا و سرپرست من است و من مولا و سرپرست مؤمنانم و من نسبت به مؤمنين ازخود ايشان سزاوارترم پس هر كس من مولا و سرپرست اويم ، على مولا و سرپرست اوست." اين جمله را سه بار تكرار كرد.

سپس گفت : "خداوندا! دوستى كن با هر كس كه با على دوستى كند، و دشمنى كن با هر كس كه على را دشمنى كند، دوست بدار هر كس كه على را دوست مى دارد، و دشمن دار هر كس او رادشمن مى دارد، يارى كن هر كس را كه ياريش كند و بى ياور بگذار هر كس تنهايش گذاردو حق را همواره با على بدار هر طرف كه باشد .

اى مردم بايد حاضران، اين پيام را به غايبان برسانند."

چون خطبه نبوى به پايان رسيد امين وحى براى بار دوم نازل شد و او را به اين پيام مفتخر ساخت:

"امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دين شما باشد (اسلام را به عنوان دين براى شما پسنديدم)"

پيامبر اكرم(ص) پس از دريافت اين پيام مسرت بخش ، فرمود:"اللّه اكبر! كه دين كامل و نعمت تمام گشت و پروردگارم به رسالت من و ولايت على بعد از من راضى شد" .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:44  توسط ترنم شبانه   | 

سلام

  سلام دوستان عزیز . شرمنده که یه مدتی در خدمت شما عزیزان نبودم . سرم بدجوری شلوغ بود !!
دانشگاه + طراحی سایت !

با دوستان یک سایت دانلود مدیا ( عکس و فیلم و کتاب و داستان و ابزار گرافیکی و برنامه ها و زنگ های موبایل و ... ) با لینک مستقیم طراحی کردیم که انصافا خیلی وقت و انرژی از ما گرفت .

اما این وبلاگ دفترچه شخصی من هست و من بهش تعلق خاطر زیادی دارم .

و حتما حتما این وبلاگ و به روز کردنش رو توی اولویت های کاریم قرار میدم .

این لینک سایت هستش دوستان




+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 17:23  توسط ترنم شبانه   | 

این عید کسی است که خدا روزه اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عی

عيد سعيد فطر، عيد آسودگي از آتش غفلت و رهيدگي از زنجير نفس، بر ميهمانان حضرت حق مبارك باد.

مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مي ‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مي‏شود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.

مهربان پروردگار! به پاسداشت مهرورزي تو، روزه گرفتيم و اكنون به نماز فطرت، پاك ميرويم و در آبي رحمتت روح و جان مي شوييم و تن پوش آمرزش بر تن مي نماييم. در اين لحظه هاي سبز استجابت، شاخه هاي نخل آرزو را در دست مي گيريم و ظهور موعود آخرين را از تو ميخواهيم ...


عید فطر

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 13:25  توسط ترنم شبانه   | 

شروعی پر بارتر

سلام ... !

یه سلام بزرگ به بزرگی قلب همه عاشقا به بزرگی هرچی قلب مهربونه ...

یه سالی هست که من توی این وبلاگ هیچ پستی آپ نکردم !

جالبه ها نه ؟!!

من خودم این وبلاگ رو سال ۸۴ ساختم ( یادش بخیر ) و یه سال هم خودم آپ میکردم اما بعد به خاطر اداره وبلاگ های بزرگتر و ۲ تا سایت که توی یکی مدیر اصلی بودم و توی دومی یکی از مدیران بخش موزیک دیگه فرصت نکردم که سری به این وبلاگ بزنم و زحمت آپ کردنش به ممد و مریم و مژگان و زهره و راحله و مهسا و نوشین افتاد . خدایی همه سنگ تموم گذاشتن با توجه به مشغله ای که داشتن . از همینجا صمیمانه از هممممشون تشکر میکنم . اما من عاشق این وبلاگم ! قول میدم در کنار ۲ وبلاک موزیک و دانلود و یک سایت پرتال مدیا حتما حتما با این وبلاگ هم برسم و اصلا همه وقتم مال همین وبلاگه !

اشک تو چشام جمع شده چون با هر پست این ویلاگ یه خاطره بزرگ دارم ...

 

فعلا به شدت درگیر ساخت یه رادیو اینترنتی آنلاین هستم با ۲ تا از دوستام  که به طور ۲۴ ساعته موزیک های روز دنیا همراه با موزیک های ایرانی  رو پخش میکنه و تقریبا ۸۰٪ کار تموم شده و در حال کامل شدن هستش . با امید رسیدن روز افتتاح این رادیو که مناسب گوش دادن به موزیک با کیفیت با اینترنت کم سرعت هستش ...

تاریخش به همتون اعلام میشه

فعلا یا علی ...

http://www.Par30media.com    http://www.Par30media.com        http://www.Par30media.com   

http://www.Par30media.com    http://www.Par30media.com        http://www.Par30media.com

http://www.Par30media.com    http://www.Par30media.com        http://www.Par30media.com

http://www.Par30media.com    http://www.Par30media.com        http://www.Par30media.com

 

تکرار می شود
هیاهوی خالی و پوچ....
من را
در حریم امن چشمانت
به آرامش برسان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:23  توسط ترنم شبانه   | 

زنگ آخر ... !

جدیدا یه جملهی قشنگ پیدا کردم که درصد عشقولکیش بالاست بخونین:

 یه قطره اشک میندازم تو دریا تا وقتی که پیداش کنی دوست دارم 

هــــــــــــــــــه چه باحال(اشک شوق)

سلام خوبین جیگرا؟   

من که داغونم. بد جوری سرما خوردم.الانم که دارم آپ میکنم پتو پیچیدم دورم.گلوم هم خیلی درد میکنه.من نمیدونم با این گرمایی که اینجا داره من چه جوری سرما خوردم.عجب بدبختییییه هااا...

خلاصه اومدم یه کم براتون پرت و پرت بگم.یعنی از این به بعد بعضی وقتا جنگولک بازیای تو مدرسه رو واستون تعریف میکنم... 

خوب کلاسای ما دومیها و سومیها طبقه ی دوم مدرسه ست.زنگ کلاس خورده بود و از اون بالا من و دلارام(یکی ازدوستای پایه ام تو کلاس)ایستاده بودیم و هم کشیک میدایم و دبیر هر کلاسی اومد بالا میرفتیم خبر میدادیم تا آماده شن سنگین و رنگین بشینن و موبایلاشون رو جم کنن(آخه موبایل تو مردسه مون ممنوعه میدونین که ...)هم داشتیم معلمایی رو که اون پایین ایستاده بودن صدا میکردیم و بعد قایم میشدیم .اصلا به این یادمون نبود که اگه صفری(خانم صفری معاون خشن مدرسمونه) از پله های پشت سرمون بیاد بالا نمیبینیمش  .نگو نیم ساعته پشت سر ما ایستاده و داره نگاهمون میکنه.اول دلارام صفری رو دید جیغ زد سپیده صفری اومــــــــــــد.دویدیم سمت کلاس.شانسمون زد قیافه هامونو ندید نفهمید کی بودیم اما دید دویدیم تو کلاس 2/2 اومد دم در ایستاد محکم دو بار با دست زد به در و خلاصه بد جوری هیکلمون رو قهوه ای کرد و رفت...(فقط بفهمم کیا بودن.مگه دبیرا همسنتونن که بابهاشون شوخی میکنید؟واقعا برای اون دو نفر متاسفم.کارتون نهایت بی ادبی بود) بابا جمش کن  .. << اینو ما گفتیم 

به قول خالم خدا رحم کرد خشانت این صفری معروفه...  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نقطه سر خط

زنگ آخر بود.نمیدونم چرا امروز که سرما خوردم حس شیطونیم گل کرده بود.دین و زندگی داشتیم و دبیرشم که ... --->(خداییش بار اولی که وارد کلاس شد خود به خود کلمه ی پخمه اومد تو ذهنم )این جلسه که دیگه غوغا کرده بود از خوش تیپی .مانتوی بلند کرم رنگ پوشیده بود که زمینو جارو میکرد بعد دو تا چاک داشت تااااااااااااا بالای بالا.یکی نیست بگه آخه اســـکــل تو که چاک مانتوت تا اون بالاست چرا زیرش لباسی پوشیدی که بلند باشه ؟لباس زیریش تا زانوش بود و رنگشم گلبهی.تا دیدمش دست خودم نبود منفجر شدم.تا به بقیه ی بچه ها نمیگفتم وجدانم آروم نمیشد که.روی کاغذی که این زیر میبینین نوشتم دادم بچه ها بچرخونن تو کلاس اینم عکسش که یکی از بچه ها با گوشیش ازش گرفت داشت بلوتوث میکرد واسه بچه ها ...متنش از مهسا بود که جلوم میشینه

(همین الان استقلال گل زد.مبارکه استقلال چه کارش میکنه؟!سوراخ سوراخش میکنه... ...به ساعت آپ نگاه نکنین اول تو word مینویسم)

پخمه

خلاااااااصه با هم رفتیم تو کاسه..نه نرفتیم دبیرمونو کردیم تو کاسه.همه همدیگه رو نگا میکردن میزدن زیر خنده   این پخمه هم نمیفهمید تا بهاره خنگول(به خاطر این حرکتش بهش گفتم خنگــول هااااااااا . بچه ی باحالیه)که پشت سرم میشینه سرخ شده بود نمیتونست درست حرف بزنه ازش پرسید خانم لباستون گلبهیه؟؟ دبیره تازه میگه آره از کجا فهمیدی؟ ؟ منم گفتم خانم این بهاره لامصب علم غیب داره. .. نمیدونم معلمه باور کرد یا نه اما هر چی بود قانع شد..   

دیگه این دفه کلاس اصلا قابل کنترل نبود سرشو گرفت تو دستش.چند دقیقه همینجوری گذشت که آناهیتا(تازه اومده تو مدرسمون.جدیدا روش باز شده)گفت خانم مث اینکه حالتون خوب نیست اگه میخاین برین خونه ما حاضریم این جلسه رو بیخیال دینی شیم .بیچاره دیگه داشت به گریه میفتاد .آخرش درس رو بیخیال شد.دلم کلی براش ســـوخت تفلـــــک ... این بچه های ما هم که اصلا رحم ندارن.یاسمن و الهه شروع کرده بودن به آدامس ترکوندن.دبیرمون نمیفهمید کیه  هی سرک میکشید دیگه خودم به دادش رسیدم(البته لو ندادم فقط گفتم دخترای خوب از شما بعیده این کارای مبتذل مال پسراست...توجه داشته باشین خودم استاد ترکوندن آدامس به روشهای مختلف میباشم.)>. به قول نوید(چیه؟؟ 12 سالشه..)داداش نیلوفر:بویی از دختر بودن نبردین... 

خوب دیگه برم من مثلا حالم بده بهانه دارم که درس نخونم واسه فردا  ... !
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 15:55  توسط ترنم شبانه   | 

توصیه های ایمنی زناشویی ... !!!

چند راهکار برای حفظ جیب مردان متاهل!!!!

1- چنانچه روزی از سر کار به منزل آمدید و مشاهده کردید که همسرتان بر خلاف روزهای گذشته تمام کلماتی که بر زبان می آورد با پسوند عزیزم همراه می باشد مثل : سلام عزیزم , خوبی عزیزم , خسته نباشی عزیزم و ... هشیار و آگاه باشید که او صد در صد خواسته مالی از شما دارد , به همین دلیل به حربه ... کردن ( اشتباه كردید. منظورم خام كردن بود) متوسل شده است .

 
پس قبل از اینکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نماید , شما پیش دستی کنید و به او بگویید :عزیز تر از جانم , یکم پول داری بهم قرضی بدی ؟
2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه های واهی شما را به خیابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی یک طلا فروشی هستید , از علاقه شدیدش به گردنبند طلای چند کیلویی ! پشت ویترین با شما صحبت می کند , کاملا مطمئن باشید و ذره ای شک به خود راه ندهید که همسرتان از حربه ای غیر مستقیم استفاده کرده و منظورش این بوده که روز زن که هدیه تان را باز می کند داخل هدیه با این گردنبند مواجه شود .
 
پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگویید : ? عزیزم من واقعا از این مردایی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هدیه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قیاس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با یک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟?
3- چنانچه لحظه ای که از سر کار می آیید و درب منزل را باز می کنید , بر خلاف روزهای گذشته با عطر دل انگیز خورش قرمه سبزی که در فضای منزل منتشر شده مواجه می شوید و صدای همسرتان را از داخل آشپزخانه می شنوید که می گوید : ?عزیزم امروز غذایی رو که دوست داری برات پختم? شک نکنید که همسرتان می خواهد از حربه نمک گیر کردن استفاده نماید و بعد از میل غذا حتما خواسته مالیش را مطرح خواهد کرد .
 
پس برای اینکه نمک گیر نشوید و محتویات جیبتان حفظ شود , جلوی شکمتان را بگیرید و بگویید : عزیزم من بیرون غذا خوردم.
4- چنانچه در ایام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبیل شخصی دارید , به طور یقین بدانید که طبیعت زن جوری است که اگر به او رو داده شود دلش می خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور می کند , مقادیری از سوغات آن دیار را برای اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .
 
پس چنانچه می خواهید که سفر خوب و خوش و لذت بخشی را داشته باشید بدون اینکه پولی به سوغات داده باشید در ضمن از غرغر های همسرتان هم در امان بمانید , از همان ابتدای سفر , کمربند ایمنی صندلی همسرتان را طوری ببندید که کاملا از روی دهان او عبور کند و آنرا طوری قفل کنید که دیگر باز نشود .(همانطور كه در شكل زیر میبینید)
5- و چنانچه روزی مشغول خواندن یک چنین مطالبی بودید و مشاهده کردید که همسرتان با یک لبخند تصنعی و در حالیکه در یک دستش وردنه و با یک دست دیگرش یک ساتور حمل می کند و دارد به سمت شما می آید , مسلما همسرتان قصد دارد از حربه زور در مقابل شما استفاده نماید
پس بدانید و آگاه باشید که هیچ کدام از راهکارهای بالا در این لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان می باشد .
 
از ما که گذشت ولی به شما نصیحت می کنیم که همیشه به فکر چنین مواقعی باشید و هیچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگیرید !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:58  توسط ترنم شبانه   | 

انگیزه !! + راه های دلبری!!

  سلام پانی هستم ببینین بچه ها این اصلا درست نیست که یکی برای یه مطلبی زحمت بکشه بعدش یکی دیگه بدون کوچکترین اطلاعی اون مطلبو بذاره توی پیج خودش !! راحله جان حق داره ناراحت شه و این رسمش نیست . ایشالا که دیگه تکرار نشه

مریم امروز مطلب دوم  این آپ رو که خیلی قشنگه و در مورد دل بردن از بقیه (!) هستش رو تهیه کرده و ازش تشکر میکنم

مطلب اول این یکی آپ هم مثل همیشه کار بهنوشه . که شما رو صمیمانه به خوندنشون دعوت میکنم و پذیرای همه نظراتتون هم هستیم عزیزان من ...  

ا ن گ ي ز ه ... اين حروف تشكيل كلمه اي رو مي دن كه نقش اساسي و مهمي رو در زندگي همه آدمها(البته اگه وجود داشته باشن!) بازي مي كنه مثل بازي فوتبال ,بازي قايم موشك,بازي خاله بازي و بازيهاي ديگه!انگيزه يعني دليل تمام خريت هاي زندگي.امروز گزارشگر خبر گذاري wWw.IranXmusic.coM گزارشي رو در اين رابطه تهيه كرده كه خوندنش خالي از لطف نيست !! :

مكان:كتابخانهء داخل يه پارك بزرگ زمان : ساعت 2 بعد از ظهر به وقت گرينويچ!

گذارشگر:سلام خانم مي شه چند لحظه وقت شما رو بگيرم؟خانم؟خانم؟با شما هستم؟آهاي خانم!!!!

دختر:اا آقا چه خبرته كر شدم.يه بار گفتي خانم شنيدم ديگه!!!

-:پس چرا جواب نمي دين آخه؟

-:مگه نمي بيني وقت ندارم !!دو روز ديگه كنكوره..برو آقا وقتم و نگير..برو

-:چه جالب ...شما براي كنكور درس مي خونين؟دوست دارين چه رشته اي قبول بشين؟

-:پزشكي

-:انگيزتون از اين كه اين رشته رو انتخاب كردين چيه؟

-:خوب بين خودمون بمونه ها دختر خاله عصمتم پارسال دندون پزشكي قبول شد خوب منم كه نبايد كم بيارم كه,بايد پزشكي قبول شم !!

-:يعني به اين رشته علاقه ندارين؟چند ساعت در روز درس مي خونين؟

-:علاقه چيه؟من از بيمارستان حالم به هم مي خوره!!من آرايشگري دوست دارم ولي خوب چه مي شه كرد...مامانم گفته نبايد كم بيارم!!نمي دونين آقا از صبح تا شب از شب تا صبح دارم درس مي خونم اگه خيلي خوابم بگيره يه 1 ساعتي مي خوابم!

خوب فكرش و بكين چنين پزشكي چه بلايي مي خواد سر مريضاش بياره!!حتما مي خواد سر سرخرگ آئورت و كرنلي بزنه!!!

مكان: يه آرايشگاه توپ تو بالاي شهر زمان:قبل از مراسم عقد كنان!

گذارشگر:به به چه عروس خانم زيبايي...عروس خانم مي شه چند لحظه وقت شما رو بگيرم؟

عروس:مصاحبه پخش مي شه؟اگه پخش مي شه با اجازه پدر مادرم و بزرگترها بله!!

-:خوب شما چند سالتونه؟و به نظر شما سن مناسب براي ازدواج خانمها چه سنيه؟

-:والا من تازه مي رم تو 17 سال.ازدواج كه سن و سال نداره هر وقت وقتش بشه همه ازدواج ميكنن ديگه!

-:فكر نمي كنين 17 سال يه كم زوده؟انگيزه شما از اين ازدواج زود هنگام چيه؟حتما مرد مورد علاقتون و پيدا كردين؟

-:علاقه چيه آقا..من اين شوهرم و فقط 1 هفته اس كه مي شناسم..10 سالم با هم تفاوت سني داريم ولي همه دختراي فاميلمون ازدواج كردن فقط مونده بودم من..اونوقت همه مي گفتن اين دختره حتما يه عيب و ايرادي داره كه نرفته خونه شوهر,مگه من چيم از دختر عموم كمتره ,اون 16 سالگي ازدواج كرده..تازه همه مي گن از اون خوشگلترم!!!

چنين عروس و دامادي حتما خوشبخت مي شن اصلا عشق بعد از ازدواج به وجود مياد مگه نه؟!!!!!

مكان:زندان قصر زمان:وقت ملاقات

گزارشگر:سلام پسرم..شما چند سالته؟

زنداني:25 سال چطور مگه؟جوون تر نشون مي دم؟نكنه مي خواي بياي خواستگاريم؟

-:خوشبختانه من دختر ندارم!!!جرم شما چيه؟

-:هيچي بابا كاري نكردم به مولا فقط يه 60 ميليون اختلاس كردم كه يه BMW ناقابل بخرم!!

-:60 ميليون!!!!كه ماشين بخري؟؟؟مي شه بپرسم انگيزه شما از اين كار چي بوده؟

-:گفتم كه مي خواستم ماشين بخرم!!!آخه دوست دختر سابقم رفته با يكي دوست شده كه ماكسيما داره...منم نمي خواستم از اون كم بيارم...بعدشم مي خواستم يه كاري كنم دل دختره بسوزه!!!

خوب دوستان عزيز بيشتر از اين سرتون و درد نميارم...منتظر گزارشهاي بعدي ما در سطح شهر شايدم زير شهر باشيد.

نتيجه گيري اخلاقي:

1_ديگه انگيزه ندارم ...كه بازم با تو بمونم...هيچ دليلي نمي بينم...كه بي تو زنده نمونم!!!(شادمهر عقيلي!!)

۲_انگيزه يه چيزي تو مايه هاي چشم و هم چشمي شده....مفهوم اصلي آنكور مال جوونيهاي كريم خان زند بود!!!

=================================================

خانمها ، بانوان، سركاران عليه !! :
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد  :
البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه

حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه

در باب اداي جملات:
در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه
( آخي ) استفاده كنيد.
حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال:
(فردا مي بينم………… ……… .ت)
عشوه فراموش نشه هاااا
سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله
”من به فلان چيز علاقه دارم” براي ”من” يك پلك و براي ”به فلان چيز علاقه دارم” ۹عدد پلك بزنيد.
حالا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم

در باب خوردن غذا:
در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور)
غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد.

در باب راه رفتن:
سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند.
هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد.

در باب لبخند زدن:
آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) …….. تبسمي كفايت ميكند
اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد
اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند

در باب ورود به كلاس:
هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند.
به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره
موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد
بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود

بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهيد.

منتظر آپ بعدی ما باشین ... !  مرسی از همه دوستای گل و خوشتیپمون که تا آخرشو خوندن ... نظری اگه دارین تنبلی نکنین ... !! 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 16:4  توسط ترنم شبانه   | 

بیگرافی کنکور !! + ترانه جدید جوار رضویان + روابط فامیلی !!

سلام من پانی هستم ویراستار اصلی اینجا البته قراردادی هستم !! هنوز استخدام رسمی نشدیم

راستی مریم ترانه جدید تیتراژ آغازین سریال چارخونه رو برای محمد آپ کرده بود چون رضویانو دوست داره ولی لینکشو برا همه بچه های خوشتیپ (به درخواست ترنم ) گذاشت اینجا که هممممه دوستای گلمون دانلود کنن و لذت ببرن

           دانلود ترانه جدید تیتراژ آغازین سریال چارخونه

قول داده بودم بیگرافی کنکورو براتون بنویسیم ولی این آدم اصلا ارزش نداره بیگرافیشو بنویسیم ! الان میگیم چرا ایتقد بی اهمیته  !! منو که یادتونه ؟ ! اینو با همکاری انسیه و تصحیح بهنوش (!) نوشتیم که دیگه بابا و مامان نگن چرا کنکور قبول نشدین

اگر داوطلبی در کنکور قبول نشد:

۱-در سال ۵۲ جمعه داریم و می دانیم که جمعه ها فقط برای استراحت است .به این ترتیب ۳۱۳ روز می ماند.

۲-حداقل۵۰روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه ی دقیق برای هر فرد طبیعی مشکل است بنابراین ۲۶۳ روز دیگر باقی می ماند .

۳-در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا ۱۲۲ روز می شود بنابر این ۱۴۱ روز باقی می ماند.

۴-سلامت جسم و روح روزانه حداقل به یک ساعت تفریح نیاز دارد که جمعا۱۵ روز می شود پس ۱۲۶ روز باقی می ماند.

۵- ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا(مثل صبحانه .ناهاروشام) لازم است که در کل ۳۰ روز می شود پس ۹۶ روز دیگر باقی می ماند.

۶-یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است زیرا انسان موجودی است اجتماعی و این خود ۱۵ روز از کل سال است بنابر این ۸۱ روز از سال باقی می ماند.

۷- روز های امتحان دستکم ۴۵ روز از سال را به خود اختصاص می دهد و نظر به حجم بالای درسها تو خستگی ناشی از امتحان ۳۶ روز دیگر باقی می ماند.

۸-تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف از سال حداقل ۳۰ روز است .مگر می توان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس ۶ روز باقی می ماند.

۹-در سال حداقل ۳ روز به بیماری می گذرد و ۳ روز دیگر باقی می ماند.

۱۰-سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل ۲ روز از سال را در بر می گیرد.پس فقط یک روز دیگر باقی می ماند.

۱۱-یک روز باقی مانده هم همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز مخصوص درس خواند....

 اینم یه مطلب دیگه به تصحیح بهنوش( با دوستای همکلاسیش )  در مورد فک و فامیل  ::

خاله !!

معناي لغوي: خواهر مادر

معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.

غذاي مورد علاقه: آش كشك.

ضرب المثل: خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود.

زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.

مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.

چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.

داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.

۲- عمه !!

معناي لغوي: خواهر پدر

معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.

نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...

غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك).

زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.

مشاغل كاذب: Match-Making.

چهره هاي معروف: عمه ليلا.

ترجيع بند: دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام!)

داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.

۳- دايي !!

معناي لغوي: برادر مادر

معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.

غذاي مورد علاقه: فسنجون.

ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود.

زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.

چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.

ترجيع بند: همه چيز زير سر اين انگليساست.

سعي كنيد حتمن حداقل يك دايي داشته باشيد.

۴- عمو !!

معناي لغوي: برادر پدر

معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.

نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.

غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.

ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.

مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.

چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.

داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است !!

 مریم از همین الان داره در مورد انگیزه و اینکه چطور میشه دل پسرها رو برد (قابل توجه اونایی که دنبال شوهرن ) مطلب طنز و خیلییی خنده دار آماده میکنه پس منتظرآپ خیلی جا بعدی ما باشین مرسی از همتون و نظری اگه دارین ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:54  توسط ترنم شبانه   | 

دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن

دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن

۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن

۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است

4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن

5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله

6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن که مرتبش مي کنن

7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن

8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين

9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن

10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود )

11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن

12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 12:24  توسط ترنم شبانه   | 

مطالب قدیمی‌تر