تبليغاتX
๑۩۞۩๑ ترتم شبانه ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ ترتم شبانه ๑۩۞۩๑

توصیه های ایمنی زناشویی ... !!!

چند راهکار برای حفظ جیب مردان متاهل!!!!

1- چنانچه روزی از سر کار به منزل آمدید و مشاهده کردید که همسرتان بر خلاف روزهای گذشته تمام کلماتی که بر زبان می آورد با پسوند عزیزم همراه می باشد مثل : سلام عزیزم , خوبی عزیزم , خسته نباشی عزیزم و ... هشیار و آگاه باشید که او صد در صد خواسته مالی از شما دارد , به همین دلیل به حربه ... کردن ( اشتباه كردید. منظورم خام كردن بود) متوسل شده است .

 
پس قبل از اینکه بتواند به مقصودش برسد و خواسته اش را مطرح نماید , شما پیش دستی کنید و به او بگویید :عزیز تر از جانم , یکم پول داری بهم قرضی بدی ؟
2- چنانچه درست چند روز مانده به روز زن , همسرتان به بهانه های واهی شما را به خیابان می کشاند و در حالی که مشغول قدم زدن از جلوی یک طلا فروشی هستید , از علاقه شدیدش به گردنبند طلای چند کیلویی ! پشت ویترین با شما صحبت می کند , کاملا مطمئن باشید و ذره ای شک به خود راه ندهید که همسرتان از حربه ای غیر مستقیم استفاده کرده و منظورش این بوده که روز زن که هدیه تان را باز می کند داخل هدیه با این گردنبند مواجه شود .
 
پس شما هم کاملا نرمال و با کمال آرامش به او بگویید : ? عزیزم من واقعا از این مردایی که روز زن به همسرهاشون طلا و جواهرات هدیه می دن متنفرم چون می خوان ارزش زن رو با پول قیاس کنن . به نظر من نفس عمل مهمه و با یک شاخه گل هم می شه اونو نشون داد . مگه نه ؟?
3- چنانچه لحظه ای که از سر کار می آیید و درب منزل را باز می کنید , بر خلاف روزهای گذشته با عطر دل انگیز خورش قرمه سبزی که در فضای منزل منتشر شده مواجه می شوید و صدای همسرتان را از داخل آشپزخانه می شنوید که می گوید : ?عزیزم امروز غذایی رو که دوست داری برات پختم? شک نکنید که همسرتان می خواهد از حربه نمک گیر کردن استفاده نماید و بعد از میل غذا حتما خواسته مالیش را مطرح خواهد کرد .
 
پس برای اینکه نمک گیر نشوید و محتویات جیبتان حفظ شود , جلوی شکمتان را بگیرید و بگویید : عزیزم من بیرون غذا خوردم.
4- چنانچه در ایام تابستان , قصد سفر به همراه همسرتان و با اتومبیل شخصی دارید , به طور یقین بدانید که طبیعت زن جوری است که اگر به او رو داده شود دلش می خواهد از هر شهر و روستا و دهستان و بخش و ده و دهکوره و .... که عبور می کند , مقادیری از سوغات آن دیار را برای اهل خانواده اش به ارمغان ببرد .
 
پس چنانچه می خواهید که سفر خوب و خوش و لذت بخشی را داشته باشید بدون اینکه پولی به سوغات داده باشید در ضمن از غرغر های همسرتان هم در امان بمانید , از همان ابتدای سفر , کمربند ایمنی صندلی همسرتان را طوری ببندید که کاملا از روی دهان او عبور کند و آنرا طوری قفل کنید که دیگر باز نشود .(همانطور كه در شكل زیر میبینید)
5- و چنانچه روزی مشغول خواندن یک چنین مطالبی بودید و مشاهده کردید که همسرتان با یک لبخند تصنعی و در حالیکه در یک دستش وردنه و با یک دست دیگرش یک ساتور حمل می کند و دارد به سمت شما می آید , مسلما همسرتان قصد دارد از حربه زور در مقابل شما استفاده نماید
پس بدانید و آگاه باشید که هیچ کدام از راهکارهای بالا در این لحظه به کمک شما نخواهد آمد و تنها راه فرارتان , پنجره پشت سرتان می باشد .
 
از ما که گذشت ولی به شما نصیحت می کنیم که همیشه به فکر چنین مواقعی باشید و هیچگاه در طبقات دوم به بالا خانه نگیرید !!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:58  توسط ترنم شبانه   | 

احمدی نژاد ( به زبون ترکی میشه احمدی نزاد !! )

سلام پانی هستم این بار هم مریم براتون مینویسه  برای شما دوستای خوبمون ...

احمدی نژاد


لوماتن چنين نقل کرد: « احمدي نژاد گفت که غرب دست از لجاجت و تجاوز به کودکان بردارد و با شيرها بازي نکند.»

نشريه اسپانيايي ال پائيس نيز نوشت: « رئيس جمهور ايران غرب را متهم به کودک آزادي کرد و گفت که شوراي امنيت نبايد با شيرها بازي کند.»

نشريه لا کرودونياي ايتاليا نيز نوشت: « احمدي نژاد به غربي ها هشدار داد که نبايد با لجبازي به کودکان تجاوز کنند و شيرها را بکشند.»

ظاهرا جمله ترجمه شده احمدي نژاد به فارسي چنين بود: « غرب دست از بچه بازي بردارد و با دم شیر بازی نكند. »


لاریجانی

جمله علی لاریجانی: با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند.

ترجمه نیوزویک: علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.

ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.

ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است


 

1-كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

2-در كدام نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه

3-در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.


4-علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.

5-داغ‌ترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمه‌ي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه
د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادی در هشت ترم

6-كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟
الف) حال و حوصله درس‌خواندن
ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده

7-طراح سوالات كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 16:14  توسط ترنم شبانه   | 

متاسفم ...

سلام خوبین ؟ مریمم شناختین که ببینین بچهها از این متن چی دسنگیرتون میشه منو که گریه انداخت ...


چند تا سوال برام پيش آمده است. ميتونم ازت بپرسم مادر؟

شتر مادر: حتماً عزيزم. چيزي ناراحتت كرده است؟

بچه شتر: چرا ما كوهان داريم؟

شتر مادر: خوب پسرم. ما حيوانات صحرا هستيم. در كوهان آب و غذا ذخيره ميكنيم تا در صحرا كه چيزي پيدا نميشود بتوانيم دوام بياوريم.

بچه شتر: چرا پاهاي ما دراز و كف پاي ما گرد است؟

شتر مادر: پسرم. قاعدتاً براي راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن اين مدل پا را داريم.

بچه شتر: چرا مژه هاي بلند و ضخيم داريم؟ بعضي وقتها جلوي ديد من را ميگيرد.

شتر مادر: پسرم. اين مژه‌ هاي بلند و ضخيم يك نوع پوشش حفاظتي است كه چشمهاي ما را در مقابل باد و شنهاي بيابان محافظت ميكنند.

بچه شتر: فهميدم. پس كوهان براي ذخيره كردن آب است براي زماني كه ما در بيابان هستيم. پاهايمان براي راه رفتن در بيابان است و مژه هايمان هم براي محافظت چشمهايمان در برابر باد و شنهاي بيابان است...

بچه شتر: فقط يك سوال ديگر دارم.....

شتر مادر: بپرس عزيزم..

بچه شتر: پس ما در اين باغ وحش چه غلطي ميكنيم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم آذر 1386ساعت 16:11  توسط ترنم شبانه   | 

احمقانه ترین ها

شرکت بريتيش تله کام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را که کاربران کامپيوتري يا اينترنتي اين شرکت ارتباطي از مشاوران آنها پرسيده اند منتشر کرد. به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است که حتي خود سوال کنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف کرده اند. ليست احمقانه ترين سوالات IT که از مشاوران شرکت BT انگلستان پرسيده شده به شرح زير است:

1- کاربر: کامپيوتر مي گويد هر کليدي را (
any keys) فشار دهيد اما من نمي توانم دکمه any را روي کيبوردم پيدا کنم.

ستاره ...

2- کاربر: من نمي توانم کانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض کنم.

3- کاربر: من با يک نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا کنيد.

4- کاربر: اينترنت من کار نمي کند؟
مشاور: مودم را وصل کرده ايد ، همه سيم هاي کامپيوتر را چک کرده ايد؟
کاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز کامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

5- کاربر: پسر 14 ساله من براي کامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش کرده؟
کاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج کرده

6- مشاور: لطفا روي
My Computer ،کليک کنيد.
کاربر: من فقط کامپيوتر خودم را دارم کامپيوتر شما پيش من نيست.

7- مشاور: مشکل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است که روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
کاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض مي کنم من را ببيند؟

8- کاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فکر کنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
کاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا کند؟ يعني وايرلس است؟

در يک مورد ديگر نيز مرکز مشاوره مايکروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر کرده است.

مرکز مشاوره: چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري: يک کامپيوتر سفيد...

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه... صبر کن... من هنوز نذاشتمش تو درايو... هنوز روي ميزمه.. ببخشيد...

مرکز : روي آيکن
My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي
Start کليک کنيد و...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اماکامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس
Teddy که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
مرکز : و الآن
F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد
F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک
a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري :
Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد...
Internet Explorer
مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک
Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي
Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف
a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 16:6  توسط ترنم شبانه   | 

تعبیض نژادی در چه حد؟؟؟؟؟؟؟؟

wWw.IranXmusic.coM

این دفعه بهنوش تنهایی این مطلبو آماده کرده ( بچه بزرگ شده !! ) من هم به تنهایی کپ زدم این مطلب رو از دفترش !

راستی سلام ! 

فرق پول گرفتن دخترها و پسر ها از عابر بانک

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲
دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن.
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره )

تعبیض نژادی در چه حد؟؟؟؟؟؟؟؟

 


اولين بار که ناسا فضانوردان خود رابه فضا فرستاد متوجه شد خودکارها درجايي که
جاذبه صفر نمي نويسند
براي مبارزه با اين مشکل دانشمندان ناسا يک دهه وقت صرف کردنند وبعد از خرج
شدن 12ميليارد دلار توانستند خودکاري بسازند که در جاذبه صفر در زير آب و بر تمام
تمام سطوح بجز شيشه مينوشت و جوهرش در منهاي 300 درجه سانتي گرادهم يخ نميزد
اما روسها در اين ميان راه حل بهتري پيدا کردند :
! از همان ابتدا با مداد مي نوشتند !

اين مهم نيست که مرگ کي و کجا به سراغتان مي آيد ....
مهم اين است که شما در آن زمان آنجا نباشيد !
آپ های زیادی براتون آماده کردیم که آروم آروم براتون مینویسیمشون ... !

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 14:38  توسط ترنم شبانه   | 

مدرسمون مختلط شده !!

من یعنی پانی و مهشید این دفعه آپ میکنیم ! (wWw.IranXmusic.coM ) هم ترکونده اینجا !!!

خبرهای جدید:

خب راستش مدرسمون از نظر جغرافیایی تغییر مکان داده

چند روز اول حیاط مدرسه آماده نبود.....

بچه ها مث گنجشکی که تو اتاق گیر افتاده باشه

بال بال میزدن....................

مث اینکه تو نظام آموزشی تغییراتی پیش اومده

مدرسمون مختلط شده!

پسرا تو حیاط دور میزنن..................

هول نکنید بابا.......منظورم کارگرای ساختمون مدرسمون بود....

به قول دوستم این نقاشه چقد چشم پاکه

سر و دستش با زاویه 180 درجه در خلاف هم حرکت میکنن!!

یکی دیگه از بچه ها هم میگه:

این کارگرا که تو حیاطن اگه تا گردن تو سیمان باشنا

چشمشون از تو ملات ساختمون بیرونه!

بیخیال بابا....به اون بدبختا چیکا داریم اخه.....

بیچاره ها کاری بکار ما ندارن که.....

واسه خودشون تو حیاط مدرسه زنگ تفریح آفتاب میگیرن!!!

انقدم اینا حس انسان دوستیشون بالاس که...

زنگ که میخوره صف وامیستن بچه های ما رد شن

بعد برن سرکار

که چی؟؟؟

که مبادا یکی از بچه ها پاش تو اون یکی پاش گیر کنه

از پله ها پرت شه پایین.............................................

البته فقط همین هفته رو مهمون ما هستن

(دیگه سوژه خنده نداریم......)

**********************************

همسایه های دور بر مدرسه هم از حضور ما در محله ی خودشون ابراز شعف

و شادمانی کردن

منتهی نمیدونم چرا زنگ که میخوره کله هاشونو از خونشون میارن بیرون فحش میدن؟!

********************************

خبر مهم دیگه ای هم که باید بگم اینه که کاهش وزن بچه های مرکز ما به 100% رسید

و نیز این امکان وجود داره که تا پیش دانشگاهی دیگه همشون آب شن!

خطر ابتلا به بیماریهای استخوان نیز در این افراد به طرز چشمگیری بالا رفته!

متاسفانه گروه پیگیری هنوز موفق به آمارگیری تعداد پله های مرکز نشدند!!!

****************************

بچه های سال دوم ریاضی در پاسخ به دعوت بچه های تجربی مبنی بر حضور در مجالس لهو و لعب

در مرکز ابراز تاسف نموده و علت این امر را حضور پر رنگ معاون محترم در اتاق روبه رو اعلام کردند

***************************

لازم به ذکر است که آمار ثواب در مرکز فرزانگان رشت به طرز شگفت آوری بالا رفته

زیرا به فاصله لحظاتی کوتاه عطر سلام و صلوات از کلاس ها به بیرون می طراود!

علت این پدیده نادر رفت و آمد برق در کلاس میباشد

که فرزندان دین دار فرزانگان.......با صلواتی دلنشین برق را از لحظه ی اولیه حضور تا ثانیه های اخر بدرقه میکنند.....................................

اگه اتفاقی افتاد گزارش میدیم!!!  منتظر باشین ...

مکانهای مخفی مرکز جدید:

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 14:28  توسط ترنم شبانه   |