سلام من پانی هستم ویراستار اصلی اینجا البته قراردادی هستم !! هنوز استخدام رسمی نشدیم
راستی مریم ترانه جدید تیتراژ آغازین سریال چارخونه رو برای محمد آپ کرده بود چون رضویانو دوست داره ولی لینکشو برا همه بچه های خوشتیپ (به درخواست ترنم ) گذاشت اینجا که هممممه دوستای گلمون دانلود کنن و لذت ببرن
دانلود ترانه جدید تیتراژ آغازین سریال چارخونه
قول داده بودم بیگرافی کنکورو براتون بنویسیم ولی این آدم اصلا ارزش نداره بیگرافیشو بنویسیم ! الان میگیم چرا ایتقد بی اهمیته !! منو که یادتونه ؟ ! اینو با همکاری انسیه و تصحیح بهنوش
(!) نوشتیم که دیگه بابا و مامان نگن چرا کنکور قبول نشدین 
اگر داوطلبی در کنکور قبول نشد:
۱-در سال ۵۲ جمعه داریم و می دانیم که جمعه ها فقط برای استراحت است .به این ترتیب ۳۱۳ روز می ماند.
۲-حداقل۵۰روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه ی دقیق برای هر فرد طبیعی مشکل است بنابراین ۲۶۳ روز دیگر باقی می ماند .
۳-در هر روز ۸ ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا ۱۲۲ روز می شود بنابر این ۱۴۱ روز باقی می ماند.
۴-سلامت جسم و روح روزانه حداقل به یک ساعت تفریح نیاز دارد که جمعا۱۵ روز می شود پس ۱۲۶ روز باقی می ماند. 
۵- ۲ ساعت در روز برای خوردن غذا(مثل صبحانه .ناهاروشام) لازم است که در کل ۳۰ روز می شود پس ۹۶ روز دیگر باقی می ماند.
۶-یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است زیرا انسان موجودی است اجتماعی و این خود ۱۵ روز از کل سال است بنابر این ۸۱ روز از سال باقی می ماند.
۷- روز های امتحان دستکم ۴۵ روز از سال را به خود اختصاص می دهد و نظر به حجم بالای درسها تو خستگی ناشی از امتحان ۳۶ روز دیگر باقی می ماند.
۸-تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف از سال حداقل ۳۰ روز است .مگر می توان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس ۶ روز باقی می ماند.
۹-در سال حداقل ۳ روز به بیماری می گذرد و ۳ روز دیگر باقی می ماند.
۱۰-سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل ۲ روز از سال را در بر می گیرد.پس فقط یک روز دیگر باقی می ماند.
۱۱-یک روز باقی مانده هم همان روز تولد شماست.چگونه میتوان در آن روز مخصوص درس خواند.... 

اینم یه مطلب دیگه به تصحیح بهنوش( با دوستای همکلاسیش ) در مورد فک و فامیل
::
خاله !!
معناي لغوي: خواهر مادر
معناي استعاره اي: هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد.
غذاي مورد علاقه: آش كشك.
ضرب المثل: خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود.
زير شاخه ها: شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد.
مشاغل كاذب: خاله زنك بازي، خاله خانباجي.
چهره هاي معروف: خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است.
۲- عمه !!
معناي لغوي: خواهر پدر
معناي استعاره اي: هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد.
نقش سمبليك: به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل: ۱- جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال: عمته... ۲- جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره... ۳- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي. ۴- خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم...
غذاي مورد علاقه: شله زرد، سمنو.
ضرب المثل: ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك).
زير شاخه ها: شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند.
مشاغل كاذب: Match-Making.
چهره هاي معروف: عمه ليلا.
ترجيع بند: دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام!)
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است.
۳- دايي !!
معناي لغوي: برادر مادر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد.
غذاي مورد علاقه: فسنجون.
ضرب المثل: عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود.
زير شاخه ها: زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد. پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند.
چهره هاي معروف: علي دايي، دايي جان ناپلئون.
ترجيع بند: همه چيز زير سر اين انگليساست.
سعي كنيد حتمن حداقل يك دايي داشته باشيد.
۴- عمو !!
معناي لغوي: برادر پدر
معناي استعاره اي: هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد.
نقش سمبليك: يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود.
غذاي مورد علاقه: قرمه سبزي، آبگوشت.
ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.
زير شاخه ها: زن عمو: يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد.
مشاغل كاذب: بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي.
چهره هاي معروف: عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ.
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است !! 
مریم از همین الان داره در مورد انگیزه و اینکه چطور میشه دل پسرها رو برد (قابل توجه اونایی که دنبال شوهرن ) مطلب طنز و خیلییی خنده دار آماده میکنه پس منتظرآپ خیلی جا بعدی ما باشین مرسی از همتون و نظری اگه دارین ... 