نمی دونم چطوری باید شروع کنم به نوشتن ...
حرفای دلم زیاده ولی واژه هام کم ...
ازروزی که رفتی در و دیوارای خونمون دارن گریه میکنن...
از روزی که رفتی حتی اون عروسکی که تو اتاقمه و همیشه میخنده ناراحته...
از روزی که رفتی خیلی دلم گرفته...
میخندم .. مثه همیشه .... اما...
اما پشت اون خنده ها دارم فریاد میکشم چرا رفتی و منو تنها گذاشتی...
تو رفتی و من هنوز دارم به کوچه ای نگاه میکنم که واسه آخرین بار با هم توش قدم زدیم...
یادته؟؟
آخرین جمله ای که گفتی........ گفتی خیلی دوست دارم...
دلم میخواست داد بزنم بگم اگه دوسم داری پس نرو تنهام نذار اما نمی تونستم ...
فقط تونستم آروم بهت بگم منم دوست دارم...
تموم شد...
تو رفتي...... حالا من موندم و خاطره هامون...
از روزي كه رفتي دنبال بهونه ام...
يه بهونه تا بشينم به خاطرش زار زار گريه كنم ...
از روزي كه رفتي تنها چيزي كه آرومم مي كنه آهنگای شادمهره ...
هر چند...
حالا دیگه اونام اثري ندارن...
![]()
اومده میخواد که از عشق بخونه...
واسه کی ؟؟
واسه اون کسی که هرگز نفهمید ...
واسه اون کسی که عمری عاشقش بودم ...
واسه اونی که نمیفهمه یکی واسش پریشونه...
واسه اون کسی که هرگز نمی دونه واسه عشقش
خود خورشید . خود ابر و باد و باروونه...
واسه اون کسی که خنده هاش همیشه منو یاد بهار مینداخت ...
واسه اون کسی که هر وقت اشکاش از رو گونه هاش سر میخوره...
انگار که یه چاقو داره تو قلبم میخوره ...
واسه ی همون کسی که بار اول وقتی تو تنهایی صحبت کردیم
گفت چقدر واسم عزیزی...
واسه ی همون کسی که وقتی باهاش زیر بید مجنون نشستم
گفتم پیچ و تاب شاخه هاش مثه زلفای تو میمونه...
حالا اون عاشق سر گشته و حیرون
خوب میدونه واسه ی کی داره از عشق میخونه
واسه اون کسی که عشقش خوب میدونه
دیگه هرگز بر نمی گرده به خونه...
این آخرین پست من توی این وبلاگ بود ...
هر بدی و خوبی از من دیدید شرمنده ولی دیگه طاقت موندن ندارم.
ممد وبلاگشو یه روزی دوباره راه میندازه ولی نه با اسم بوسه مرگ شاید با اسم تو.
خداحافظ همین حالا ...![]()
rezakillkiss
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ
پرشي دارد اندازه عشق
زندگي چيزي نيست که لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود
زندگي شايد همين باشد .
He didn't tell me how to live; he lived, and let me watch him do it.
او هیچوقت به من نگفت چه جوری زندگی کنم..بلکه زندگی کرد و اجازه داد که با نظاره کردن او . زندگی کردن را از او بیاموزم.
A father is always making his baby into a little woman. And when she is a woman he turns her back again.
یه پدر همیشه دختر کوچولوش رو خانم صدا میکنه ولی وقتی همون دختر کوچولو بزرگ میشه و یه خانوم میشه .. پدر دوست داره اونو به دختر کوچولو بدونه
It is not flesh and blood but the heart which makes us fathers and sons.
این گوشت و خون نیست که رابطه پدر و فرزندی رو ایجاد میکنه بلکه قلب هاست
Old as she was, she still missed her daddy sometimes.
هر چقدر هم یه دختر سنش بالا بره ولی هنوز هم گاهی اوقات دلش شدیدا واسه پدرش تنگ میشه
Making the decision to have a child is momentous. It is to decide forever to have your heart go walking around outside your body.
تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن بسیار مهم و خطیر هست ..زیرا تو در واقع تصمیم میگیری که قلبت بیرون از بدنت این ور و اون ور بره
I don't care how poor a man is; if he has family, he's rich.
برای من مهم نیست که یک مرد آیا فقیر هست یا نه ..چون وقتی او خانواده ای داشته باشد یعنی ثروتمتد هست
"The greatest gift I ever had Came from God, and I call him Dad! "
بزرگترین هدیه خداوندی را من از پروردگار دریافت کرده ام ..من این هدیه را پــــــــدر می نامم
"We never know the love of our parents for us till we have become parents.
ما هیچ زمانی عشق پدر و مادر نسبت به خودمان را درک نخواهیم کرد تا وقتی که خودمان هم بچه دار بشیم
There are fathers who do not love their children; there is no grandfather who does not adore his grandson. "
وجود دارن پدر هایی که فرزندان خودشون رو دوست ندارن ..ولی هیچ پدر بزرگی رو پیدا نمیکنی که نوه اش رو از صمیم قلب دوست نداشته باشه
"When a father gives to his son, both laugh; when a son gives to his father, both cry. "
وقتی که پدری خرج فرزندش رو میده و به او چیزی میده ..هر دوطرف شاد و راضی هستند ..ولی ناراحتی زمانی هست که یک پدر محتاج فرزندش بشه ..که هم پدر و هم فرزند هر دو متاثر و گریانند
It is admirable for a man to teach his son fishing, but there is a special place in heaven for the father who teaches his daughter shopping.
بسیا ر پسندیده و قابل تحسین هست که یه پدر به پسرش ماهیگیری (کار کردن و پول در آوردن :مترجم)رو بیاموزه ..ولی یه جای مخصوص توی بهشت رو پدری داره که به دخترش خرید کردن رو یاد بده
Children learn to smile from their parents."
بچه ها شاد بودن و لبخند زدن رو از والدین خود فرا میگیرند
To be a successful father...there' s one absolute rule: when you have a kid, don't look at it for the first two years.
اگه میخوای یه پدر موفق باشی ..یه قانون قطعی وجود داره و اونم اینه که وقتی بچه دار شدی تا دو سالگی بهش نیگاه نکنی ..(تا دردسراش تموم شهپ)
It doesn't matter who my father was; it matters who I remember he was.
مهم این نیست که پدر من چه جور آدمی بوده ..مهم اینه که من چه جوری اونو به خاطر بیارم و ازش یاد کنم ..
The most important thing a father can do for his children is to love their mother.
مهمترین کاری که یه پدر میتونه برای بچه هاش انجام بده اینه که مادر اون هارو از صمیم قلب دوست داشته باشه
For My Dad
For the father that you are,
and the father that you've been,
If I had a choice to make,
I'd choose you, Dad, again.
For the trials I put you through,
and for the times I let you down,
I'm proud you've finally seen,
how God turned my life around.
You never ran away,
when the times were tough to take...
instead you gave me courage,
to face my own mistakes.
Thank you for your strength,
and the faith to see me through...
the love you gave to me,
is the love I'm sending you!
برای یدرم
برای پدری که تو هستی
و برای پدری که در طی این مدت بوده ای
اگه من دوباره فرصت انتخاب داشتم
باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم
برای دردسرهایی که برات درست کردم
و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی
و من افتخار میکنم که تو بالاخره دیدی
که خداوند چگونه زندگی من را دگرگون ساخت
تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی
در عوض به من امید دادی که بتونم. با مشکلاتم روبرو بشم
از تو سپاسگزارم برای پایداری و استقامتت
و برای ایمان و اعتقادی که برای به من ارزانی داشتی
تمام عشقی که تو به من ابراز کردی .
همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم .
دیبا.ه :
" سلام.خیلی ممنون که این قسمت رابرای ادمای تنهایی مثل من طراحی کردین.راستش من دوست ها و فامیلای زیادی دارم اما نمیتونم با هیچ کدوم صحبت کنم.2سال قبل با یه پسری اول اینترنتی دوست شدم البته اشنا بود.اما رفته رفته هی رابطمون بیشتر شد.اما میدونین من اولاش اصلا دوسش نداشتم وفقط برا سرگرمی اما یه دفعه دیدم که خیلی دوسش دارم و بهش وابسته شدم.هر 2تامونم خیلی ادمای معتقدی بودیم.من که مجبور شدم به خاطریش از همه چیزم بگذرم ولی یه دفعه نمیدونم چی خورد به کلش که همه چیز رو تموم کرد الان 1ساله که به هم هیچ کاری نداریم.ولی هر بار که میبینم دوست داره ضایم کنه.تیکه بندازه و.... اما من شبی نیست که به یادش نباشم.همش دل تنگش هستم.من هر جی بهش محبت می کنم خوردم می کنه.باید چی کار کنم.البته همه ی این کارارو از موقعی که فهمید خیلی دوسش دارم می کنه.چی کار کنم که دوباره ماله خودم شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ "
هیچ کار
♥♥ Amin ♥♥ از Mashhad :
" تنهاي معني نداره. من به شقايق خانم از تهران يه افرين ميگم كه به اين پي برده كه هيچوقت تنها نيست... ما انسانها در اوج بي كسي بازم تنها نيستيم فقط بايد اين باور را قبول داشته باشيم كه يكي هميشه با ماست گر چه ما زياد وقتها اورا فراموش مي كنيم "
مهین از تهران :
" نیلوفر 27 ساله از تهران سلام. باید بگم خوشی زیاد دلتو زده و خسته ات کرده. اگر مثل بقیه مشکل و گرفتاری و بی پولی داشتی ، فکرتو مشغول می کرد و رسیدن به آرزوهای نداشته ات ، هدف زندگیت می شدو دیگه اینقدر ناراحتی و تنهایی رو احساس نمی کردی. می دونی انسان اگر نیازی نداشته باشه اگه آرزویی نداشته باشه و ازهمه چی ارضا شده باشه، به پوچی می رسه چون دیگه خواسته ای نداره که اونو هدف زندگیش قرار بده و براش تلاش کنه و بهش فکر کنه. یک پیشنهاد دارم برات و اون اینکه بهتره با خدمت کردن به مردم و کمک به فقرا ونیازمندان و خوشحال کردن آنها ، حس قشنگ درونیت رو بیدار کنی و ازش لذت ببری. اینجوری خدا رو تو وجودت حس می کنی و از خودت و زندگیت راضی می شی ودیگه تنهایی رو هم حس نمی کنی. موفق باشی "
نيلوفر - ز از تهران :
" بازم سلام.محمد خان از شما ممنونم كه در مورد نوشته هام نظرتون رو دادين و برام راه چاره پيشنهاد كردين.با اين گفته تون موافقم كه تا ما نخواهيم اطرافمون تغيير نمي كنند ولي من حس ميكنم مشكلي در اطرافم ندارم.راستش رو بخواين متوجه منظورتون كه گفتين خودمو تغيير بدم نشدم! دوست دارم بيشتر راهنماييم كنين.در ضمن يه مورد ديگه راستش من خودم نميدونم چقدر در روابط اجتماعي موفق هستم ولي همونطور كه گفتم دوستاي زيادي دارم و هميشه هم از طرف اونها به عنوان يه دختر بشاش ،اجتماعي و خنده رو خطاب مي شم.به جرات ميتونم بگم همه دوستم دارن و اينو بارها از زبان اكثر دوستام ، فاميل،همكارام و حتي سرپرست و رييسم شنيده ام.ولي چه فايده در پشت ظاهر بشاش و خندونم هميشه غمگين و تنهام.نمي دونم قابل دركه يا نه! "
روحیه شما طوری است که دوست دارید دیگران را شاد کنید و اما تغییر.... تغییر خیلی ساده است در عین حال مشکل!
سعی کنید کمی بازتر فکر کنید مطالعه کنید طوری دیگری به مسائل نگاه کنید یک روز به خودتان برسید. برای خودتون هدیه بخرید و .....
کتاب وضعیت آخر یا کتاب موفقیت در تحلیل رفتار متقابل را بخوانید. برای همه توصیه می کنم مطالعه کنند.
hasan از miyaneh :
" نمی دانم چطور شد که دیدمت چطور شد نگاهت کردم نگاهم کردی نمی دانم چطور شد که تمام لحظه هام شدی چطور شد که دنیام شدی چطور شد که زندگی وامیدم شدی چطور شد که تمام فکرم شدی چطور شد که خواب وخیالم شدی چطور شد که بهترین خاطره ام شدی نمی دانم چطور شد که بهترین حرف روی لبم شدی و حالا نمیدانم عشق ابدی ام میشوی یا نه؟ تقدیم به کسی که هم اکنون دنیای من است "
درنا بهاريان 22 ساله از تهران :
" ُسلام به همه دوستان عزيز اين روزا حس كردم تنهايي هم چند نوعه يه نوعش كوتاه مدت و دوست داشتنيه و باعث ميشه آدم به فكر فرو بره ، به كارهاش نگاه بندازه ، هدفش رو جستجو كنه اما يه نوع تنهايي هم كه مي بينم گريبانگير شده اينه كه ما حس كنيم هميشه تنهاييم و اين خيلي خطرناكه . روح ادم رو به افسردگي مي كشونه و نگران كننده است . من هميشه مي گم تنهايي واسه چند ساعت خوبه ولي تنها موندن تو زندگي اصلا خوشايند نيست . من خودم عرض كردم هيچ هم جنسي تو فاميل نداشتم اما از خودم كوه ساختم محكم و استوار روي پاهام وايسادم، با مشكلاتم جنگيدم . اين تنهايي ارزش داره . اما اين تنهايي كه كه نيلوفر 27 ساله عزيز حس كرده خوب نيست . نيلوفرم عزيزم شما از يه تنهايي رنج مي بري كه خودت داري واسه خودت ميخواي من فكر مي كنم شما الان بيشتر از هر زماني احتياج به يه هم صحبت داري به كسي كه بفهمه چي مي گي به نظرم مشكلت با ازدواج عاقلانه و منطقي حل ميشه. بزرگترا ميگن ازدواج به زندگي جهت ميده شايد اگه يه ازدواج درست انجام بدي ديگه اين همه احساس تنهايي نمي كني . براي همتون آرزوي سلامتي و موفقيت دارم التماس دعا / يا علي مدد "
صدف از شیراز :
" سلام آقا محمد.حالا که بحث تنهایی شده می خوام داستان زندگی خودم رو براتون بنویسم.شاید بیشتر شبیه دردودل باشه ولی بدونید که این قدر تنهام که دوست دارم برای کسی بگم تا شاید شماها دوستان گلم بتونید من رو راهنمایی کنید.من 9 سال با یه 1سر دوست بودم.خیلی دوستش داشتم.همه زندگیم رو به پاش گذاشتم.ولی مطمئن بودم که عشق بین ما دو طرفه هست.تا اینکه بعد از 9 سال وقتی که شرایطش جور شد درست 1 ماه قبل به خواستگاری من اومد.همه چیز به خیال من داشت خوب پیش می رفت.و من هم شاد و خوشحال از اینکه دارم به عشق 9 ساله خودم میرسم.همه دخترهایی که داستان من رو می خونند میتونند بفهمند که من چه حسی داشتم از خوشحالی. تا اینکه چند هفته بعد همین طوری که رفتم سراغ گوشی همراهش به یه اس ام اس مشکوک برخوردم.شماره رو سریع برداشتم.پیش شماره رشت بود.نمیدونید تا رسیدم خونه توی خیابون چی به من گذشت.تا رسیدم خونه به اون شماره تلفن زدم.وقتی یه دختر تلفن رو جواب داد دیگه هیچی نفهمیدم.بعد دیدم این طوری نمیشه.تلفن زدم به اون دختر و باهاش حرف زدم.وای نمی دونید وقتی باهاش حرف میزدم چه حالی داشتم.خدا این لحظه رو نصیب هیچ کس نکنه.دنیا روی سرم خراب شده بود.حس میکردم سقف اتاق دور سرم میچرخه.هیچ کس نمی دونه من اون شب چی کشیدم.فردا صبحش که رفتم سر کار فقط گریه میکردم.خلاصه اینکه من یک هفته شده بودم مثل مرده متحرک.ولی وقتی باخودش صحبت کردم اول همه چیز رو انکار کرد ولی وقتی فهمید من با اون دختر حرف زدم دیگه چیزی رو انکار نکرد.گفت باور کن فقط در حد صحبت تلفنی بوده و خیلی حرف های دیگه که با شنیدنش ما دخترها خیلی زود (ببخشید) خر میشیم.حالا نمیدونم چیکار کنم.شماها جای من بودید چی کار میکردید؟تو رو خدا کمکم کنید.به کمک و راهنمایی شما دوستان خوبم نیاز دارم چون تا حالا این قدر احساس تنهایی نکرده بودم.همیشه فکر میکردم که یکی رو دارم که میتونم بهش تکیه کنم و حالا همون تکیه گاه همیشگی من پشتم رو خالی کرده.نمیدونم اگه همه چیز رو تموم کنم به خانوادم چی بگم؟؟؟؟؟؟بگم چی شد که همه چیز یکدفعه بهم خورد؟من واقعا به کمک شما احتیاج دارم.خیلی دوستش داشتم ولی اون ........ "
یکی از بهترین آلبومهای سال 86 حتما دانلود کنید !!!

کیفیت 128 MP3
برای دانلود آهنگ :۱- روی نام آهنگ راست کلیک کنید.۲- گزینه save target as را انتخاب کنید ۳- مقصد ذخیره کردن فایل را مشخص کنید. ۴- روی گزینه save کلیک کنید
دانلود >> Az Dast Dadam >> Mahmoud Ramtin & Titan
دانلود >>Nefrin >> Masoud Saeedi (حتما دانلود کنید)
آگهي صفحه دوم يك روزنامه صبح در چهارشنبه گذشته.

نفهميديم اين پاچهخواري رئيسجمهور است يا بالاترين توهين؟