تبليغاتX
๑۩۞۩๑ ترتم شبانه ๑۩۞۩๑

๑۩۞۩๑ ترتم شبانه ๑۩۞۩๑

با لاخره این پست آماده شد ! مصاحبه هایی که قولشون رو داده بودم + گزارش از کلیپ جدید بنیامین + مصا

سلام دوستای عزیز  مصاحبه های خیلی باحالی از : آمو  - آرش - ابی  و شادمهر رو که قول داده بودیم آماده  شدن  ما رو از نظرهای خوبتون بی بهره نذارین که با نظرهای خوبتون به ما دلگرمی میدین . تابعد خدا نگهدارتون

  احتمالا تا فردا شب یه گزارش از روند تهیه کلیپ جدید بنیامین هم واستون میذارم ( در حال آماده شدنه )که خیلی قشنگه ( خودتون بعدا ببینین و قضاوت کنین )  حدود ۲۰ آلبوم جدید رو هم داریم واسه شما دو ستای عزیزمون آماده میکنیم 

 خدایی تهیه این عکسها و ویرایششون و انتخاب طرح واسه اونا و اینکه کجای متن قرار بگیرن  و عکسای هر قسمت مربوط به همون قسمت باشه خیلی ازمون وقت گرف ما ۳-۴ روز بود که داشتیم این پست رو آماده میکردیم ولی این رو وظیفه خودمون میدونیم چون شما رو دوستون داریم و تکت تکتون رو میبوسیم  . خواهش میکنیم از شما که اگه از این پست استفاده کردین حتما نظرتون رو واسمون ینویسین که به خوندن نظرهای شما و پیشنهادا و انتقاداتون میتونیم خیلی بهتر خودمون رو بسازیم  . همیشه خوش و خندان و سر حال باشین و  امیدوارم در وبلاگ خودتون لحظه های خوشی رو سپری کنین .                                                                                                  

این مصاحبه آرشه که جدا اطلاعات خوبی توش هست واسه کسایی که به آرش و صدای قشنگش علاقه دارن . (لازمه اینو بگم که تو لوس آنجلس صدای آرش رو با انریکه (انریکو) مقایسه میکنن . جدی میگم )

باباش اصفهانیه و مادرش شیرازی و خودش در تهران (پارک ملت ) و سوئد بزرگ شده و لهجه هندی داره  ( بابا این دیگه کیه !!! )

 

آرش از سوئد

بهزاد : از لندن بهت درود ميگيم.
آرش : چطوری بهزاد جان، خوبی؟
 

بهزاد : قربانت. آقا حتماً اين آهنگ "برو برو" رو از بس شنيدی و خوندی که حالا وقتی ميشنوی ديگه نمی تونی تحملش کنی، درسته؟
آرش : راستشو بگم خودم هم ديگه از اين آهنگ خسته شدم! البته تازگی ها Remix ها يا مخلوط های جديدی از اين آهنگ درست کرديم. يکی از اون ها، کار "علی پيامی" ست که البته ايشون در سوئد يک دی جی خيلی معروفند. يکی ديگه از Remix ها هم کار DJ Aligatorدی جی اليگيتوره.

 


 مثل اينکه داستان اين آهنگ، يعنی "برو برو" ۵۰ درصد واقعيت داشته و برات قبلاً اتفاق افتاده؟
صد درصد واقعيت داشته! اين جريان مال سه چهار سال پيش بوده. البته ديگه داغيش خوابيده چون انتقام خودم رو با اين آهنگ گرفتم.

از آلبومت چه خبر؟
آلبومم تموم شده! الان برای Mastering فرستاديم تا آخرين تغييرات روش انجام بشه. همه چيز من اول در سوئد بيرون مياد و بعد توی اروپا پخش ميشه. آلبوم من در سوئد، اوايل مارچ ( March ) بيرون مياد.

چقدر روی اين آلبوم کار کردی؟
يک سال و نيم! چون خودم همه کارها رو می کنم يک مقداری وقت زيادتر گرفت.

 

 راستی اسم آلبومت چيه؟
اسم آلبومم "آرش آرش" است! اسمش رو هم به اين خاطر اسم خودم انتخاب کردم چون همه عمرم دوست داشتم يک همچين آلبومی درست کنم و به صورت يک آلبوم شخصی ( برای معرفی خودم ) داشته باشم.

از آهنگ "يالا" برامون ميگی؟
يک فيلم سوئدی به اسم "هيپ هيپ هورا" بود که اينجا توی سوئد خيلی گل کرد. موسيقی متن اين فيلم رو من درست کردم که همون آهنگ "يالا" ست! من برای فيلم های ديگه هم موسيقی متن درست کردم. مثل فيلمی که در اروپا معروف شد.

 

 به نام "Bombay Dreams" که آهنگ اصلی اين فيلم رو من درست کردم. من توی همه آلبومم به فارسی می خونم، اما خيلی جالبه که توی آهنگ متن اين فيلم، من هندی ( چيکی داناها ) می خونم! اين آهنگ رو به همراه يک دختر هندی و يک دختر سوئدی اجرا کردم. جون تو بهزاد، يک هندی می خونم که خود هندی ها باورشون ميشه که من هندی هستم!

آرش راستی فاميليت چيه؟
فاميلی من "لباف" هست. آرش لباف.

حالا بيا شناسنامه خودت رو با هم ورق بزنيم و يه خورده فوضولی کنيم! کجا و در چه سالی به دنيا اومدی؟
خيلی ها فکر می کنند محل تولد من بمبئی در هند هست!!! اما به خدا در تهران و در سال ۱۳۵۶ به دنيا اومدم.

تاريخ دقيق تولدت چيه که برات کادو بفرستيم؟
سوم ارديبهشت ۱۳۵۶.

 

 کدوم شهرهای ايران رو ديدی و ازشون خاطره داری؟
من از اصفهان خيلی خاطره دارم. از کيش هم خاطره دارم و اتفاقاً همين تازگی ها هم اونجا بودم!

چرا از اصفهان؟
چون پدر من اصفهانی ست.

ولی تو لهجه اصفهانی نداری؟
نه. لهجه من بيشتر هندی ست!

مادرت هم تهرانی هستند؟
نه مادرم شيرازی است. ولی پدر و مادر من زمانی که سن کمی داشتند اومدن تهران زندگی کردند. من بچه پارک ملت تهرانم!

 

خاطره ای از اونجا داری؟ فوتبالی چيزی؟
فوتبال که خوراک بود توی کوچه! گل کوچيک، هر روز هم بعد از فوتبال کتک کاری می شد!

الان هم مسابقات فوتبال ايران رو دنبال می کنی؟
بله. اتفاقاً من، پدرم و برادرام وقتی با هم فوتبال نگاه می کنيم، کسی نبايد نزديک ما بياد! چون خيلی هيجان زده هستيم. اگر هم گل بخوريم اعصاب خورد ميشه و با همه قهر می کنيم!

 

 

چند سال پيش از ايران بيرون اومدی؟
من ۱۰ سالم بود که از ايران بيرون اومدم. الان ۲۷ سالمه.

چرا رفتی سوئد؟
برای اينکه دايی و مادر بزرگ من توی سوئد زندگی می کردند.

گفتی وقتی توی ايران بودی آهنگ های ايرانی زياد گوش می دادی. الان هم خودت شايد تنها خواننده ايرانی هستی که در بازار خارجی به زبان فارسی داره می خونه! چيزی که در اين بيست و خورده ای سال گذشته، همه خواننده های ايرانی سعی کردند برعکسش رو انجام بدن!
ايرانی ها بايد به فارسی بخونن! کارهايی انجام بديم که خارجی ها هم خوششون بياد! من وقتی چند تا از کارهام رو برای چند تا شرکت موسيقی فرستادم، به من گفتند که يک مقداری از آهنگ ها رو به زبون انگليسی بخونم! اما خلاصه به قول صمد ما زير بار نرفتم!

آفرين و دمت گرم! کدوم خواننده های ايرانی رو از همه بيشتر دوست داری؟
گوگوش، معين و ابی.

آرش، فکر می کنی گوگوش آهنگ های تو رو شنيده؟
بله. يکی از رفيقای من "مهيار زکايی" که پدرشون روزنامه "جوانان" رو دارن با گوگوش عزيز دوست هستند. اون طوری که شنيدم گوگوش از آهنگ برو برو خوشش اومده و اين برای من خيلی جالب بود چون من گوگوش رو خيلی دوست دارم! 

 

 

تو مثل اينکه با ابی هم کار مشترک کردين؟
بله. من يک Remix جديد از آهنگ "ای يار بگو" درست کردم که اون رو دو صدا با هم خونديم و در آلبوم جديدم مياد.

با ابی چطوری آشنا شدی؟
من يک آهنگ به اسم "Temptation" با يک دختر به نام "Rebecca" خوندم. اين آهنگ قرار نبود پخش بشه. اين آهنگ رو يک مقداری خودمون پول گذاشتيم و ويدئوی اون رو ضبط کرديم. وقتی توی آمريکا ويدئوی اين آهنگ رو پر کردم، کسی که اين کار رو برای من تنظيم کرد، يک پسر ايرانی بود به نام "الکاتريو".

 

الک می خواست با ابی يک ويدئو بسازه. همون موقع گفت ابی آهنگ های تو رو شنيده و از تنظيم آهنگ هات خوشش اومده. دوست داری ببينيش؟ من هم که ابی رو دوست داشتم، گفتم چرا که نه! اولين بار با ابی به اين صورت آشنا شدم که البته اين موضوع مال دو سه سال پيش است.

ما با همديگه کم کم تماس داشتيم و ابی جان چند بار به استوديوی من اومدن و شروع کرد به صحبت کردن که يک آلبوم با هم پر کنيم. يک روز هم توی استوديو بوديم، توی شوخی بهش گفتم دوست داريد يک آهنگ با هم بخونيم؟ ابی هم موافقت کرد و همين جوری آهنگ "ای يار بگو" رو با هم خونديم.

آرش، آهنگ هات اکثراً تم های هندی و عربی داره! يه آهنگی داری که تم ايرانی داشته باشه؟
يه آهنگ ضبط کردم که شش و هشت هست و آخرين آهنگ آلبومم هست! اسم آهنگ هم هست "بهناز" که برای بهناز عزيزم نوشتم.

 

 

بهناز کيه؟ ( با حالت مشکوک! )
بهناز دوست خيلی عزيز من هست.

هنوز هم دوست عزيز هست؟
بله! هنوز به برو برو نکشيده! ( اين رو می خواستی بشونی! )

اینم مصاحبه شادمهر . شادمهری که خیلیا دوسش دارن و با بعضی ترانه ای اون خاطره های تلخ و شیرینی دارن   ( یه خبر  هم در مورد ورودش به ایران این که چون شادمهر عضوی از خانواده شهداست و حتی ترانه ای هم در این مورد خونده  خانواده های شهدا یه نامه واسه رئیس جمهور نوشتن و خواستن که با ورود شادمهر به ایران موافقت بشه ) بریم سر اصل مصاحبه :

شادمهر با گيتار به جنگ می رود!  ( به نقش روی گیتار الکترونیکش دقت کنین می فهمین چی میگم !!! )

  
 

پشت صحنه کنسرت شادمهر خيلی شلوغ بود و همه صف بسته بودن که با شادمهر عکس بگيرن. حتی يه دختر خانمی خيلی احساساتی شد و تا شادمهر رو ديد زد زير گريه و گفت: شادمهر، بوی ايران رو می دی! بالاخره تونستيم در رو فشار بديم، همه رو بيرون کنيم و با شادمهر در کنار گيتار جديدش يه گپی بزنيم:

 بهزاد: شادمهر، تنظيم آهنگهات برای کنسرت حرف نداشت و خيلی با حال بود. آهنگ "محال" هم بدون شک يکی از آهنگهای تک آلبوم جديدته چون تماشاچيا ازت خواستن که دو بار اجراش کنی.

شادمهر: فکر می کنم آهنگی باشه که مردم دوست داشته باشن و باهاش خاطره ساختن.

امشب هم کارهای خيلی جالبی کردی. با ويلن صداهای عجيبی درآوردی مثل اسب و بلبل! و يک گيتار با نقش نظامی دستت بود که برنامه رو با اون شروع کردی.

اتفاقاً اين گيتاره رو شانسی پيدا کردم و اين مدل ارتشی استاندارد خودشه، امشب بخاطر تنظيمهای مخصوصی که آماده کرده بوديم آهنگ "خيالی نيست" رو با گيتار اجرا کردم، با همين گيتار الکترونيک جديدم.
 

 

تنظيم های امشب با تنظيم های آلبومهات فرق داشت؟

آهنگها رو با کامپيوتر و با سازهای زنده اجرا کرديم ، بنابراين صداهای تازه و ملودی های تازه استفاده کرديم.

الان بيشتر از يکسال از کنسرت دوبی می گذره، يادت مياد؟

اولين کنسرت، تقريباً يک سال و شش ماه پيش بود.

يادمه که اولين بار که کنسرت داشتی، روی صحنه مطمئن نبودی و می گفتی که کار توی استوديوت خيلی بهتره، ولی الان می بينم که از صحنه جدا نخواهی شد.

به هر صورت تمام آدمهايی که خارج از کشور هستند، برای اينکه بتونن خودشون رو زنده نگه دارن مجبورن کارشون رو درست انجام بدن و در خارج از کشور صحنه خيلی مهمه و بايد دائما با تنظيمهای جديد و اجراهای نو نشون داد که هم علاقه به کارت داری و هم توانائيشو داری .

                  
شادمهر در کنسرت لندن، سالن له پله

 از آلبوم جديدت ( آغوش) يه ويديو کليپ دادی بيرون که فوراً آهنگش روی اينترنت پخش شد. ميخوام بدونم نظرت در اين مورد چيه؟

نمی تونم بگم که از روی قصد اين آهنگها رو کپی می کنن که سرمايه گذار من رو اذيت کنن. فکر ميکنم که فقط از روی عشقه. من خودمم اگر يه کاری رو دوست داشته باشم ميخوام همش اون رو گوش کنم. ولی خوب بهتره که اين کار رو نکنن چون ديگه سرمايه گذار امکان فروش آلبوم رو پيدا نمی کنه.

ما خيلی منتظر آلبوم جديدت هستيم. همه هی گفتن دير شد زود شد. حدس ميزنی کی اين آهنگ بيرون بياد؟

الان فکر ميکنم که ديگه همه کارهاش تموم شده و بزودی در دبی برای اولين بار بيرون خواهد اومد و بعد در سراسر دنيا.
 

                     

 

عکس روی جلد هم که عوض شد چون بعد از اينکه عکس روی جلدت رو بی بی سی روی اينترنت گذاشت، فوری چند آهنگ جديد و قديمتو که همه جا هست با اين عکس رو جلد بيرون دادن و خيلی ها رو گول زدن!

بله از بس که اين داستان پرتلاطم هست!

از آلبوم "آدم فروش" دو سال می گذره، درسته؟

آره، فکر کنم دو سال گذشت.

البته در اين مدت با خوانندگان ديگه مثل خانم مهستی و أقای ستار کار کردم و با يه خواننده جديد زن هم دارم کار می کنم که هنوز اسم ايشون محفوظ بماند.

من فکر می کنم که موسيقی پاپ ايرانی خواننده زن خيلی کم داره و بايد اين خواننده ها رو حمايت و تشويق کرد تا يک تعادلی بين خواننده های زن و مرد ايرانی به وجود بياد.
 

 

کنسرت شادمهر در لندن به نظر من خيلی موفق بود، اولاً همونطور که گفتم يه گيتار جديد داشت با نقش نظامی که باهاش آهنگ خيالی نيست رو زد و واقعاً نشون داد که در نواختن گيتار هم چيره دسته.

با ويلونی برنامه اجرا کرد که بدنه اش به شکل حرف S‏ انگليسی بود و حتی شگردهای صدايی باهاش اجرا کرد که مردم خيلی براش دست زدن.

شادمهر به زودی در يک پروژه بزرگ موسيقی ( با سازهای کلاسيک خارجی ) شرکت خواهد کرد که در ماه های آينده شما رو ازش باخبر می کنيم.

ملاقات با ابی زير آفتاب لس آنجلس
 
 
گفنگو با ابی کنار ايوان خانه دوستشون در لس آنجلس

                           
برای ملاقات با ابی از " هفت + يک خوان " گذشتم. از يکماه قبل تلفنی ندا دادم که لس آنجلس خواهم رفت و قبل از کنسرتهای کانادا و کاليفرنيا ديدار خواهيم کرد. ولی اصلا فکر نمی کردم که کار به اينجا بکشه.

کلی فکر و ذکر، اينور و اونور، ريسک بزرگ و بعد از کلی تلفنهای بی جواب، پيامهای کوتاه، نشنيدن زنگ تلفن، بالاخره با کمک نويد قرار افتاد به چهارشنبه، يک روز آفتابی و پر باد، ساعت سه بعد از ظهر، طبقه چهارم . شيک و پيک کرديم و با نويد سهيليان ( جورکننده مصاحبه و عکاس ) رفتيم ديدن ابی .

 

            

طبقه چهارم و در چوبی

در باز شد و بالاخره سلام و عليک و روبوسی سه تايی مرهمی شد بر تلفنهای بی جواب و پيامهای کوتاه و بی خوابی و نگرانی. بعد از چند دقيقه يک خورده آروم گرفتم و بعد از نوشيدن چايی خوشرنگ و خوش طعمی که ابی جان دم کرده بود، بند و بساط ضبط رو ريختيم رو ميز شيشه ای. در حالی که آفتاب لس آنجلس روی گربه پشمالوی صاحب خونه افتاده بود و با چشمهای آبيش منو نگاه می کرد، دکمه ضبط رو فشار دادم و مصاحبه شروع شد.

                                                 
                                                     عکس همون گربه چشم آبیه !!! 


ابی بيست سال جوونتر

از نکته های جالب ديگه ای که در برخورد نزديک با ابی متوجه شدم، دکمه سردست قرمز و دستبندهای نقره اش بود که دست جوونای بيست ساله ديدم. با يک گردنبند فلزی که علامت يک نوع دارو روش حک شده بود!

 

 

ابی جان ( برخلاف تلفن جواب ندادن هاش ) خيلی صميمی و خودمونيه و وقتی که سوال يکی از شما رو که پرسيده بودين "چرا ابی وبلاگ نداره " ازش پرسيدم زد زير خنده و گفت: " من آخه روزها مگه چيکار می کنم؟ دو ساعتی موسيقی گوش می دم، بعد يک چايی می خورم و يک کمی تلويزيون و بعد راه پيمايی و بعد ديدار دوستان. من اگه هر روز اين رو بنويسم، حوصله همه سر می ره. ( خنده شديد ولی بدون سرفه! )"

ابی، ممنوع

وقتی که رو کف اتاق، کنار ضبط صوت ميزبان ابی، سی دی های منصور و شهريار و آريان و ... رو ديدم و اثری از آلبومهای ابی نبود، شاخ درآوردم. چون منطقی به نظر نمی آمد که صاحب خونه که دوست ابی هستش، مخالف صداش باشه و کلا خونه رو از آلبومهای ابی پاک کنه!

بين مصاحبه متوجه شدم که مقصر اصلی خود ابی هستش! ابی: " شنيدن آهنگهای من در خانه ممنوعه! حتی گاهی با خانمم سر اين موضوع دعوا داريم. خانمم مهشيد به من ميگه که بابا قبل از اينکه همسرت بشم طرفدارت بودم، حالا حق ندارم آهنگهات رو تو خونه بشنوم ؟؟؟!! ( خنده ابی و خنده من و خنده نويد از پشت دوربين )

 

                             

ابی ادامه داد: " من يک آهنگ رو موقع خوندن و شايد يکی دو بار بعد ، بيشتر نمی شنوم. ديگه می ره کنار تا اينکه در کنسرت اجراش کنم. در سال هم ۴۰ تا ۵۰ تا کنسرت دارم بنابراين يک جورايی دارم دائما آهنگهام رو می شنوم." ( لبخند و يک جرعه آب )

۴۵ دقيقه

ملاقات من با ابی برخلاف تصورم که قرار بود فقط ۴۵ دقيقه باشه، ساعت ۳ بعد از ظهر شروع شد و ساعت پنج و چهل و پنج دقيقه با شنيدن آهنگ " اگه خدا بودم" از روی همين کامپيوتری که دارم براتون می نويسم ، به آخر رسيد.

         

 

اين آهنگ در آلبوم آينده ابی خواهد بود و علتی که ابی رضايت نداد تا قسمتی از آهنگ رو برای برنامه کپی کنم اين بود که آهنگ نيمه کاره است و هنوزقسمتهايی داره که بايد بهش اضافه بشه.

به غير از اين آلبوم، ابی با آرش و دی جی عليگيتر خودمون تا آخر تابستان يک آلبوم به سبک رقصی House و Trance بيرون خواهد داد.

گفتگو با ابی: آیا بازنشسته می شه؟ رئیس جمهور چی؟
 

                  

 

مصاحبه بهزاد با ابی

بچه ها پرسیدن چرا شما آهنگ "بگو ای یار" رو با آرش و به سبک موسیقی الکترونیکی اجرا کردین و اصلاً چرا با خواننده تازه کاری مثل آرش همکاری می کنین؟

من آرش رو قبل از اینکه خواننده بشه می شناختم. چون قبل از خوانندگی تهیه کننده موسیقی بود. برای من هم سبک موسیقی الکترونیکی جالب بود و وقتی کمپانی "ورنر" در سوئد به من پیشنهاد کرد که با آرش کار کنم، من قبول کردم. چون فکر کردم این موقعیته که به خاطر استودیوهای مجهز اونها کیفیت ضبط آهنگ ها بهتر بشه و هم اینکه با نسل جوون ارتباط بهتری برقرار کنم.

 

                  
                          بهزاد و ابی در حال خوندن سوال های شما بر روی سايت

 

به همین خاطر آهنگ "ای یار بگو" رو با آرش به صورت دو صدایی و به سبک الکترونیکی اجرا کردیم! بعدها هم قراره با کمک آرش و دوستانش یک آلبوم جدید بسازیم. تو این آلبوم "دی جی الی گیتر" برای من آهنگهای جدیدی ساخته که به همراه چند اجرای الکترونیکی آهنگهای قدیمم بیرون می یاد.

این آلبوم به سبک الکترونیکی قراره کی بیرون بیاد ؟

فکر کنم یک سال دیگه.

به جز این آلبوم شما روی آلبوم دیگری هم کار می کنید چون یکی از آهنگ های جدید "اگر خدا بودم" این آلبوم رو در یکی از کنسرتهاتون اجرا کردید‎.

بله. این آلبوم سه تا چهار ماه دیگه آماده میشه. البته این بستگی داره به همکاری شوبرت آواکیان که تا حالا روی چند آهنگ این آلبوم کار کرده. ولی فعلا شوبرت سرش شلوغه و ممکنه که من از دوست گرامیم بابک بیات، که در طول این سال ها در کارهای هنری من نفوذ زیادی داشته خواهش کنم که در ساخت ترانه های دیگه با من همراهی کنن. یکی از این آهنگهای جدید "اگر خدا بودم" با ترانه خانم زویا زاکاریان اجرا شده که در یکی از کنسرت هام خوندم.

شما تصمیم داشتید آلبوم "شب نيلوفری" که حدود يک سال پيش بيرون آمد، آلبوم آخریتون باشه. معلومه که نظرتون رو عوض کردین؟

نه! من سعی می کنم که تعداد کنسرت هام رو کمتر کنم. فکر کنم بعد از تموم شدن کنسرت های آمریکا و بعد از دو تور اروپا، یک کنسرت پایانی بدم. البته این موضوع مانع از خوندن من نمیشه چون این عشقیه که ازش رهایی ندارم. به هر حال امیدوارم که بتونم بعد از اون هر دو سال یک بار یک تک آهنگ، شاید هم به صورت MP3 و بوسیله اینترنت منتشر کنم.

 

 

یکی از بچه ها پرسیده که تا حالا قشنگ ترین آهنگی که شنیدین به جز آهنگ های خودتون چی بوده و کلاً خواننده محبوب شما چه کسیه؟

من از خیلی آهنگ ها خوشم میاد، از جمله موسیقی یونانی. اما خواننده های مورد علاقه من پیتر گابرییل، فردی مرکوری، استینگ، بونو و جیم موریسون از گروه راک The Doors.

به نظر می یاد که در یک سال گذشته یک تحولی در سبک کارتون شروع شده. فعلا لباستون روی صحنه عوض شده و بزودی هم آهنگهای الکترونیکی شما بیرون می یاد.

زندگی از هر جنبه ای در حال تغییر و تحوله. مثلا یک زمانی من کراوات میزدم چون اون زمان مد بود. حالا با بالا رفتن سن و با کمک همسرم خودم رو با مد روز انطباق میدم‎.

خیلی ها پرسیدن چرا شما سوئد رو برای زندگی کردن انتخاب کردین؟

به خاطر همسرم مهشید که در سوئد زندگی می کنه. از وقتی که پسرم درسش رو تموم کرد و در آمریکا در دانشگاه تحصیل می کنه ما هم اومدیم و در سوئد زندگی می کنیم. ولی الان 6 ماهه که در جنوب اسپانیا زندگی می کنم و دیگه سوئد نیستم.

یک شنونده 17 ساله می پرسه که وقتی هم سن و سالهای اونها بودین چه آرزوهایی داشتین؟ آيا واقعا فکر می کردین که يک روزی اين همه مشهور و محبوب بشین؟

من از همون اول غیر از موسیقی فکر دیگه ای نداشتم و می دونستم که خواننده خواهم شد ولی چقدر معروفش رو نمی دونستم. انتظار مشهور شدن رو نداشتم.

شما کدوم خواننده رو الگوی خودتون کردین؟

در واقع قدیم الگویی وجود نداشت. اون موقع ها آهنگ های کوچه بازاری از جمله علی نظری و داود مقامی و ایتالیایی و غیره پخش می شد. من از سن نه سالگی به موزیک آقای ویگن، آقای عارف و آقای منوچهر سخائی گوش می دادم.

یکی از شنونده ها می پرسه که نظر شما در مورد موسيقی مايکل جکسون چیه؟

من فکر میکنم مايکل جکسون از نظر هنر و تکنیک خواننده بسیار قابل توجهیه. مخصوصا دوران خوانندگیش با گروه جکسون فایو.

شما در شهر کابل طرفدارهای زیادی دارین. یکی از خواننده های افغان ما پرسیده که آیا تا به حال با موسيقی افغانی اجرا کردین!؟ یا خواهید خوند و آیا امکان داره که یک کنسرت در کابل برگزار کنین؟

من تا حالا آهنگ افغانی نخوندم ولی با موسيقی افغان آشنایی دارم. از جمله احمد ظاهر یا آقای جلیل زلاند. اما در مورد اجرای کنسرت در کابل امکانات بسیار کمه. ولی امیدوارم که در آینده امکان پذیر بشه.

یک نفر سوال خیلی جالبی کرده "آیا دوست دارین به ایران برگردین و آیا در انتخابات رياست جمهوری شرکت می کنين؟"

برای من خوانندگی مهمتره و سیاست با هنر هیچ نوع نزدیکی نداره

 

 

    موفق باشین  و ما رو از نظرای خودتون بی بهره نذارین حتی شما دوست عزیز

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 16:43  توسط ترنم شبانه   | 

مصاحبه با افشین که قولشو داده بودیم

سلام ...

سلامی گرم به گرمای این شب تابستونی به تمام شما دوستای عزیزی که همیشه به این وبلاگ لطف داشتین امشب مصاحبه با افشین رو واستون میذاریم افشینی که مطمئنا خیلیا دوسش دارن و از این مصاحبه خیلی لذت میبرن . فقط یه خواهش دارم ازتون  اگه از این مصاحبه خوشتون  اومد نظرتونو واسمون بنویسین که خیلی به ما روحیه میده واسه ادامه کار . خوب اینم مصاحبه که با یه عکس شروع میشه :

                  afshin

خونه افشين که رفتم ديدم که ای وای يک خونه مجرديه و يک چيزيه شبيه به صحرای کربلا ولی با نور نارنجی. يخچالش خالی ، ظرفها دست نخورده ، رختخواب دست نخورده ، تلفن دائما در حال زنگ زدن.
ولی اولين چيزی که صبحها افشين رو از خواب بيدار می کنه و چشمهاش رو خيره می کنه ( بهمين خاطر تنها چيزی که تو يخچالش داره قطره چشمه! ) جريمه رانندگی و قبض تلفنشه.
قبض تلفن افشين ( فقط موبايلش  ) : ۸۲۲  يورو که می شه حدود هزار دلار در ماه.
جريمه رانندگی  : ۲۵۰  و  ۱۲۵  و بازهم  ۱۲۵  يورو که مجموعا می شه  ۸۰۰  دلار مثلا.
افشين: "من هر هفته پنج ساعتی تو اتوبان رانندگی می کنم تا برم هلند ( ديدن چه کسی؟ ) اونوقت حوصله ام سر می ره تند می رم ( راست می گه بالای دويست کيلومتر در ساعت ) دائما پليس منو می گيره جريمه می کنه. ديگه اين عادتم شده که در ماه يک هزار دلاری پول جريمه ماشين يدم، عشق وعاشقی خرج داره ديگه".

                    afshin
حالا چرا خونه افشين سوت و کوره؟
افشين: من اصلا خونه تنهائی حال نمی کنم. همه اش می رم خونه دوست صميميم حسين ( تو ويديوی "ازت بدم می ياد، همونيه که برای افشين قلاب می گيره که بره بالای درخت). اونجا روی کاناپه اش می خوابم ولی کلی حال می کنم چون با هم حرف می زنيم و از تنهائی در ميام.
البته پدر و مادرم هم اينجا هستن و ديدنشون می رم ولی بدون شک حوصله خونه خودم رو ندارم. فقط می رم اونجا قبضهام رو باز کنم و پيامهای تلفنيم رو بشنوم. بعد می شينم ای ميلهای طرفدارها رو می خونم. برای همين نه ضبط صوتم کار می کنه نه تلويزيونم !
البته من اين فاجعه رو ساعت دو بعد از نصفه شب که بی خوابی زده بود سرم و جلوی تلويزيونش خوابيده بودم، فهميدم.
افشين کلکسيون عجيب و غريبی از کفشهای کتونی داره. هم دم در خونه متروکه اش کفشهاش جفت شده و هم توی يک گنجه از بالا تا پائين کفشهاش جفت شده!

             afshin

                                                         دم در آپارتمان افشين 

افشين: من عاشق کفشم و هر وفت دلم می گيره، می رم يک کفش ورزشی می خرم ميارم خونه. البته تابستونها هم خوره دمپائی هستم.
البته گيتارهای افشين هم از در و ديوار آويزون شده و شايد تنها چيزی که تو خونه اش خاک نگرفته گيتارهاشه.
افشين: من از بچگی عاشق گيتار بودم و بچه بودم که شوهر خاله ام گيتارشو داد به من و از اون به بعد زندگيم عوض شد. البته من گيتارزن حرفه ای نيستم ولی با گيتار آهنگ می سازم و می خونم.
اتفاقا شب آخر، قبل از اينکه برگردم لندن رفتيم خونه خاله افشين که به من يک شامی بدن (البته ايشون پرستار است و يک پرستار مهربان. چون با اينکه قرار بود بره کشيک، شام ما رو داد و رفت).
آقای کيا که همسر خاله افشين هستن برای من تعريف کردن:

         

                                     افشين (مبهم) خاله و کيا، شوهر خاله 

"افشين که خيلی بچه بود، من که با خاله اش آشنا بودم می آمدم خونه شون و گيتار می زدم و می خوندم و افشين خيلی به اين گيتار علاقه نشون می داد. من هم بهش بعضی آهنگها رو ياد می دادم.
بعد که آمدم آلمان، گيتارم به افشين به ارث رسيد (خنده) و بعد شنيدم که تو خود ايران آهنگ ضبط کرده و برام کاستش رو فرستاد و ديگه آمد آلمان و به اينجا رسيد که می بينيد.
من هم کارهاش رو دوست دارم بخصوص آهنگ "بدجوری عاشقت شدم".
آقای کيا البته الان ديگه با يک گروه سنتی در آلمان عود می زنه و فکر کنم همين روزها يک کنسرت هم دارن.
سه روزی که با افشين بودم، رفتم خونه پدر و مادرش در شهر مانهايم که با هم يک ناهاری بخوريم. چقدر خوشمزه، حتی برای گياهخوارها!!!

                      afshin

                                                    افشين، مامانش ، بابا، و امير برادرش 

پدر و مادر بی نهايت مهربون و صميمی داره جوری که آدم اختلاف سنی رو حس نمی کنه.
از بچه گی و روزهائی که يک رستوران ايتاليائی داشتن و افشين سر به سر مشتری ها ميذاشت تعريف کردن و کلی خنديديم.
جالبه که افشين يک سگی داره که تو کنسرت آخرش تو دوبی اين سگ رو از دوستش گرفت آورد آلمان ولی مادرش ازش نگهداری می کنه.
مامان افشين موقع خداحافظی: "اين سگ رو کی می بری خونه ات!؟"

               afshin


کلا اون چند روزی که با افشين بودم متوجه شدم که دچار يک افسردگی شديده. اين معمولا بعد از موفقيت خواننده ها اتفاق می افته، يکدفعه زندگی از اين رو به اون رو می شه.
افشين: بعد از موفقيت آلبومه "آس و پاس" همه چيز زندگيم عوض شد. شروع کردم سفر کردن. شروع کردم کنسرت دادن ( و تو يکی از اين کنسرتها عاشق شد و هنوز اين عشق ادامه داره )
وقتی که معروف می شی يکدفعه همه می خوان باهات دوست بشن و برخورد اطرافيانت با تو عوض می شه انگار که ديگه اون آدم قبلی نيستی. اينجوری می شه که از تمام زندگی گذشته ات جدا می شی و دوباره يک زندگی جديد با دوستای جديد و نگرانی های جديد پيدا می کنی و اين شديدا افسرده ات می کنه. گم می شی ، دلت برای اون کسی که بودی تنگ می شه، احساس تنهائی می کنی ولی راه برگشتی نيست.
افشين چند بار به من گفت که ای کاش وقتی می ديدمش که روحيه اش بهتر باشه. علت اينکه تو مصاحبه قبلی مون گفت که می خواد خوانندگی رو ول کنه هم همين بحرانهای روحيه که دچارش شده. از وقتی که اين حرف رو زده کلی پيک (ای ميل) بهش فرستادن که ديگه کلافه شده.
افشين: ببين بهزاد کار دستمون دادی. روزی صد تا ای ميل دارم که چرا می خوام خوانندگی رو ول کنم. بخدا خسته شدم ولی باورشون نمی شه، فکر می کنن ژست گرفتم که آلبومم بيشتر فروش بره. ولی خودت باهام هستی می بينی که اين زندگی که من دارم سرتاسر شده تنهائی، دوندگی دنبال کارهای دور وبر آلبوم و هرجا می ری عکس و عکاسی!

afshin
بعد از اينکه برگشتم لندن، افشين با يکی از دوستانش ملاقات کرد که از ايران برگشته بود. اين ملاقات و شنيدن اينکه آلبومش الان در ايران سر زبونهاست حالش رو بهتر کرد. الان هم داره قرار داد کنسرت می بنده و می ره آمريکا که ويديوی آهنگهاش رو درست کنه.
الان هم سايت جديدش رو راه انداخته و با بابک که سرپرست و طراح سايت جديدشه ( و طراح جلد آلبوم ماچ ) شب و روز برای گردآوری عکس و نوشته دوندگی کردن.
فکر کنم پيکهائی که شما از طربق سايتش بفرستين قانعش کنه که دوباره به خوانندگی ادامه بده.
کلا افشين وسواسيه. هم توی ضبط آهنگهاش هم تو زندگی روزمره اش، از هر چيزی يک کلکسيون داره:
عطر، کفش ، تی شرت ، گيتار و ليوانهای نشسته! ( هررر هررر خنده ) نه بخدا بچه تميزيه و از ساعت  ۳  صبح زودتر نمی خوابه. خيلی اهل دوست و رفيقه و به دوستاش می رسه.
سر پرداخت چيزهای مختلف به جای تعارف بايد باهاش دست به يقه شد. ضد سيگاره ( خدا رو شکر ). احساساتی و عاشقه.

afshin
نقطه ضعفش اينه که می ره تو فکر و اخلاقش می تونه از اين رو به اون رو بشه. ولی بچه باحال و شوخيه و پلکيدن باهاش خيلی خوش می گذره و شديدا حواسش هست که دمق نشی.

به هرحال اين يک مرور سرسری از زندگی خصوصی افشين بود؛ با سانسور!

 

منتظر آپ های بعدی ما در مورد جدیدترین آهنگها و عکسها و مصاحبه ها باشین . مواظب خودتون باشین دوستای عزیزم و اگه از این مصاحبه خوشتون اومد (یه حتی بدتون اومد!) نظرتونو واسمون بنویسین که جدا به ما دلگرمی میدین با این کار . همتونو دوست داریم و تا آپ بعدی خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 11:44  توسط ترنم شبانه   | 

مصاحبه با سیاوش و خصوصی ترین مطالب در مورد زندگی سیاوش قمیشی

 
چون گلایه های زیادی میشد از سنگینی قالب  من هم قالبشو عوض کردم که این قالب جدید منوهاش تاشو هستن و به جای عکی سبز بالای وبلاگ میتونین عکسای تابستون و زمستون و ... رو انتخاب کنین  که باید یه تشکر ویژه از سازنده قالب به عمل اورد  تا چند روز دیگه هم یه مصاحبه توپ خیلی باحال  از افشین همراه با عکس واستون میذارم که حتی خودم هم هنوز تو کف قشنگی  این مصاحبه موندم  خودتون بعدا میبینین و قضاوت میکنین .  خواهش میکنم نظر یادتون نره نظراتون مایه دلگرمی ماست واسه گذاشتن مطالب قشنگ که خستگی رو از تنتون به در کنه . همتونو میبوسیم تا آپ بعدی بابای    
 

 
سلام دوستای گلم مطمئن باشین که دنیا امن و امانه و حتی بقال سر کوچمون هم هنوز آلبومش کامل نشده و باز مطمئن باشین که هر آلبوم جدید و قشنگی که اومد بیرون شما رو بی خبر نذارم  خوب حالا مصاحبه زیر رو داشته باشین که سیاوش با تلویزیون تپش انجام داده  اینم لینک دانلودش با حجم ۲.۳ مگابایت : دانلود مصاحبه طپش با سیاوش قمیشی
 
   سیاوش قمیشی از سوسک وحشت داره !!!
 من خودم یکی از طرفدارای دو آتیشه سیاوش عزیز هستم
مصاحبه زیر رو که بخش اولش رو واستون گذاشته بودم تا آخر بخونین :
 
 
آدمی هستی که وقت زیاد داشته باشی ؟ چرا من کاری ندارم من خونه هستم، من بیرون نمیرم. من تا کار نداشته باشم اصلا بیرون نمیرم
یعنی خونه ای هستی ؟ آدمی که برای خونه هست دیگه ؟ بله
یه زمانی یادم میاد که خیلی علاقه داشتی به گل و بوته و نمیدونم ... هنوز ، الانه با فریبا صحبت می کردیم که این  26  تا گلدونه منو که همشون خیلی بزرگن ولی همشون از این نود و نه سنتی ها بودن اینا رو کجا بذاریم که اون آدم آبشون بده اونایی که باید نور بیشتر بخورن من بنویسم کدوم نورین، کدوم اینجوری، هفته ای دو دفعه آب میخوان اینا
26  گلدون داشتی ؟ بله
داری همشون از کوچک و از یک ... آره دیگه کوچیک و... بعد این کار واسه من خیلی خوبه نمیرم چیز گنده ی خوشگل بخرم. چرا یکی دو تا ولی اینا از کوچیکی وقتی بزرگ میشن و تو می بینیشون که بزرگ میشن خیلی جالبه
خوب تصمیم چی شد ؟ تصمیم این شد که فریبا یک خانمی دیگه ای رو آورده که ایشون خودشم کلی داره و دوستم دارن و ما همه ی اینها رو میدیم به اون خانم و می نویسیم که کدوما آب میخوان کدوما نور بیشتر، کدوما مال بیرونن، کدوما مال بالکنن، کدوما مال تو خونه، دم پنجره یا دورتر
خودتم واقعا این کارا رو میکردی ؟ یعنی دونه دونه به اینا میرسیدی ؟ بله ، ویتامین میخورن و خاکشون باید بهم بخوره، که آب که می خوره قشنگ بره پائین. زندن دیگه یه جورایی. سه جور داریم: یکی اینا رو داریم که زندن ولی خوب کاری ازشون بر نمیاد، یه دونه مثل گربه هستش که زندست و حواسشم... تو رو می شناسه و اینا بعد قسمت سومی هم که میشه آدما که حواسشون دیگه جَمعه...
حیوان مورد علاقت گربس ؟ بله
خانواده ی گربه یا گربه ؟ گربه
یعنی در حیوانات غیر اهلی هم باز به دنبال پلنگ و شیر و اینها میری یا ؟ از دیدنشون و حرکت کردنشون لذت می برم ولی فکر نمیکنم که دلم بخواد باهاشون نزدیک تر بشم ( خنده ی امیر قاسمی )
مطمئنم . ببینم حیوان مورد علاقت چیه ؟ گربه
گربس ؟  اهلی . غیر اهلی چی ؟ حالا نه اینکه تو خونت داشته باشی ولی کلا ؟ مار، ولی یادمه یه زمانی گفتم مار یه خانم مسنی بودن گفتن که لابد خودتم مثل ماری که مارو دوست داری، نه. مار نحوه ی حرکتش خیلی زیباست. پوستش فوق العاده زیباست. مارهایی داریم چهار خونه جهار خونه، قرمز و مشکی. زرد و مشکی اینا و این حرکت مدام اینجوریشون
لذت میبری ؟ شاید نه اینکه مثل گربه تو دستم بگیرم و رو پام بذارم نه اما از دیدنش و حرکت کردنش چرا
از چه حیوونی وحشت داری ؟ سوسک ! ( چند لحظه سکوت میشه و امیرقاسمی سروش رو به علامت تعجب تکون میده ) در حدی که یه جایی بودم که سوسک درش اومده تو و من اون تو انقدر زندونی شدم تا یه نفر اومده خونه گفتم آقا در وا کن و یواش که نپره طرف من ( خنده ی امیر قاسمی )
تو رو خدا ؟ از این سوسک های قهوه ای که بهشون میگیم Cockroach  قهوه ای ، سریعن و یه خورده تند میرن بعد می ایستن شاخکاشونو اینجوری اینجوری میکنن و تو جاهای کثیف و اینا هستن. آشپزخونه های کثیف
از سوسک می ترسی ؟ خیلی زیاد
یعنی اگه بگن آقا این کاغذ و پر کنید بنویس از یک حیوان شما و حشت دارید ؟ نه بیشتر از اون هم هست اونایی که همه اینجورین ( اینجا قمیشی دستت رو به حالت خزیدن و حرکت عنکبوت وار نشون میده ) راه می افتن ، سوسک در راس ولی عنکبوت، رطیل. رطیل ترس داره واقعا. رطیل داریم اینقدر ( قمیشی دستش رو به حالت نشون دادن یه چیز خیلی کوچیک تغییر میده ) کوچولوئه به اسم Blackwidow  تو آفریقا میدونی که اصلا میزنه آدم به دکترم نمیرسه. از اون رطیل ها لس آنجلس هم داریم ولی بزرگترن روی دو پا راه میرن ! ( خنده )
اونا چی تا بزنن تا صبح میرسی یا نمیرسی ؟ اونا اصلا نزدیک بشن کار تمومه
از دست اونا داری در میری ؟ نه از دست اونا دارم فاصلمو حفظ میکنم که چی میگن، یه مسئله ای هست میگن از غافله دور بخواب خواب شتربان نبینی
Ok  من مثلا اگه از من بپرسن از چی می ترسی از همون مار خیلی وحشت دارم یا از کوسه وحشت دارم ولی هیچ وقت اصلا، درسته  راست میگیُ اگه اون Blackwidow  بیاد آدمو بزنه اصلا راهی نیستش ولی هیچ وقت تو فکرم نمیومدش این مسئله رو. حالا جالب هستش چون یه دوست دیگه ای من دارم ویدا هروی که شمام خوب می شناسیدش او هم از هیچ حیوون دیگه ای نمیترسه غیر از سوسک و از سوسک وحشت داره. بله من اگه یهو برگردم ببینم سوسک رو پامه از مار خیلی بدتره یعنی پریدنم ممکنه خیلی شدید تر باشه تا مار باشه. اتفاقا داشتم میرفتم با یکی دو تا از بچه ها توی... نفرم سومم هم بودم سه نفر بودیم اونا جلوتر بودن. من دوربین دستم بود عکس می گرفتم و ویدئو می گرفتم اینا بعد یکی از بچه ها گفت سیاوش تکون نخور تکون نخور. گفتم چرا؟ گفتن مار بعد دیدم دارن پائینو نگاه میکنم و من نگاه کردم دیدم بین دو تا پای من یا مار انقدر بود البته ( قمیشی دستاشو به اندازه سی سانت باز میکنه ) سرشم بلند کرد و اینا. خیلی آروم از بغلش رد شدم ولی اگه سوسک بود ممکن بود بخورم زمین ( خنده ی امیر قاسمی )
فریاد میزدی ها ؟ من این مسئله رو یه بار رو موش دیدم البته موش تو خونم موش بود از این موش های کوچیک و با میکی بودیم دو تایی خیلی گردن کلفت. مهاجم ؟
مهاجم . بعد دو تا خیلی احساس قلدری، گردن کلفتی ، بعد خلاصه اهل بیت گفتن که آقا یک موش بود ه اینجا همین الان رد شد من گفتم موش، بله موش هی اینور بگرد با ژست و اینا یه دفه موشه اومد بیرون لحظه ی بعد من و میکی روی مبل و این موشه واسه خودش راه میرفت! و ما از وحشت نمی دونستیم چکار کنیم. موشه کوچولو که اصلا قشنگه. من اصلا نمی ترسم از موش موش های انقدری هستن که... نه اونا خیلی زیبان
از تو گاراژ اومده بودش . نرم و خوشگل و گوشای کوچولو و... خانما خیلی می ترسن از موش
حالا بر عکس شده بود اتفاقا من دیدم بقیه افتادن دنبال... ( خنده ) واقعا و میکی به خصوص با اون ماشالله قدش
بله دیدم همه افتادن دنیال موشه دارن هی ( امیر قاسمی دستش رو به حالت کوبیدن نشون میده ) گفتم ای داد بیداد بعد هم گفتن خجالت بکش. بله واقعا
گفتم باشه ولی به کسی نگو ( خنده ) گفتی خودم میرم تو تلویزیون میگم
نه این موضوع مال حدودا  12  سال پیشه من فکر میکنم مشمئز میکنه من فکر میکنم تو هم نمیترسی از سوسک این قیافش این حسش این حالتش. پاهای اَره... دیدی پاهاشون اَره داره
آره اون حسی ، اون نگاهی که میکنی بهشون اون حالتش که آدم رو مشمئز میکنه و ناراحت میکنه. واقعا این مصاحبه ی ما کم کم داره راز بقا میشه
راز بقا میشه ؟ نه یه چیزایی می خواستم به خاطر اینکه همیشه ما از این حرفا زدیم ولی این احساساتو این مسائلی که وجود داره که خیلی دوست دارن خیلی ها علاقه دارن که در رابطه باهاش بدونن که حالا مثلا سیاوش قمیشی از چی میترسه، چی رو دوست داره، چی براش جذاب تره، چی رو خوب می بینه و چی رو بد می بینه، از رنگی که متنفری چیه ؟ بنفش پررنگ
بنفش پررنگ ، پس آبی رو دوست داری ؟ خیلی زیاد
که اگه یه ذره اون ور تر بره آبی که بنفش بخوره و این مسائل... آبی کمرنگ ترش خیلی بهتر تا وسطش
هیچ وقت کروات زدی ؟ نه راستش عروسی نمیرم برای اینکه کراوات نمی خوام بزنم، عزا نمیرم برای اینکه کراوات نمی خوام بزنم، نه نه. کروات ندارم که اصلا بزنم. کت شلوار هم ندارم، کاپشن دارم، تی شرت دارم، شلوارهای گشاد راحت دارم. این کتم دوست داشتم ( اشاره به کتی که تنش هست ) هیمن جوری چون کت چیزی نیستش...
اهل تجملات هستی ؟ به هیچ وجه
به هیچ وجه ؟ اصلا ؟ نزدیکش نمیشی ؟ نزدیکش ممکنه بشم ، نمیخوام داشته باشم نمیخوام خودم توش باشم
موسیقی رو چی ؟ موسیقی برات اندازه ای نداره ؟ موسیقی سنتی رو گوش میکنی ؟ اصلا
موسیقی هیستش که بگی آقا یا خواهشا عوض کنید یا من از این اتاق میرم بیرون ؟ بله
چه نوع موسیقی ؟ همون که گفتی
سنتی ؟ البته سنتی کلمه ی صحیحشه چون خیلیا میگن اصیل و من نمیدونم اگه موسیقی اصیل فقط اصیله پس بقیه ی موسیقیا حروم زادن ؟!
پس موسیقی سنتی رو نمیتونی تحمل کنی ؟ تحمل که میدونی آدم یاد می گیره تو زندگیش خیلی چیزا رو تحمل کنه به هر صورت
ولی تحمل کردنش سخته ؟ بله
کدوم آهنگ این آلبوم ، از آلبوم آخری از همه بیشتر برات جذاب بود جالب بود ؟ آلبوم آخر؟ « تصور کن » خیلی شعرش خوب بود، حقیقت بود انقدر به دل من نشست که من فکر کردم که چرا من نه و این شعر یغما گلروئی رو به همه بگم و واقعا چه خوب بود اون جوری بود و چه بده که این جوریه این همه دعوا مرافه. علی این مسئله که حالا داستان لس آنجلس و آمریکا و اینها نیست ولی تمام دنیا خیلی شلوغ پلوغه و خیلی داره بد میشه زیبایی ها هی دارن کم میشن و مسائل نازیبا، مسائل زشت تر دارن... جنگ ها و تو سر هم بزن، کشته شدن و اونجا... و ضمنا طبیعت هم داره کمک میکنه هی زلزله میاد، طوفان میاد اینا و چیزه دل آدم می گیره
اگه تو زندگیت می تونستی جلوی یه چیزی رو بگیری چه چیزی بود ؟ دروغ ، بهر نوعش خیلی جورا دروغ داریم. از اینجا دروغ داریم که یه مملکتی بلند شه بره یه مملکت دیگرو بگیره بگه میخوام از شر فلانی نجاتتون بدم و مقصود دیگه ای داشته باشه اینم دروغه. جای دیگم بگن به فکر مردم هستیم ولی با داشتن ثروت ها و منابع طبیعی مردمش فقیر باشن بازم دروغه بده. دوست دارم نداشته باشم دروغه. آقا قربان تو دلمون تنگ شده بود ولی مقصودم این نیست تو دلم چیز دیگه ای هست دروغه. همه جورش بده خیلی مشمئز کنندس و از بدم بدتره
اگر از سياوش قميشي به عنوان یک آهنگساز یا ... بگیم شما آهنگساز نبودی، به دنیا نیومدی آهنگساز باشی به دنیا نیومدی خواننده بشی. یک شغل دیگه ای رو انتخاب میکردی تو زندگیت چی بود اون شغل؟ صد در صد نقاشی
باز هم نقاشی ؟ نقاشی ، من از این مسئله که یک آدم بتونه با یه مقدار رنگ و چند تا قلم مو یه بوم بتونه چیزی رو درست کنه، چیزی رو بوجود بیاره که یه آدم دیگه بتونه نگاه کنه و بعد بره اون دورا بره تو اون تپه بره تو اون چمن بره تو اون... لذت میبرم ای کاش بودم و اصلا انقدر نقاشیم خرابه که حتی شکلک هم نمیتونم بکشم
خوب کوبیسم چی ؟می تونستی ؟ بله اگر در زمان پیکاسو بودم ممکن بود می تونستم ( خنده )
ولی اون چجور نقاشی رو دوست داری صبیعت رو دوست داری ؟ طبعیت رو دوست دارم ببینم خیلی بیشتر طبیعت
خیلی بیشتر طبیعت ؟ گفتی رنگ مورد علاقت آبیه . فصل مورد علاقت زرده ؟ پائیزه ، زرد و قرمزه
زرد و قرمزه ؟ این پائیز دلیلش چیه ؟ شاعرانه تره ؟ پائیز ، آره پائیز یه سکوتی توشه، یه سکونی توشه باد هم که میاد حتی چیزی نیست بجمبه چون برگی نیست برگا روز زمینن، رنگین، خش خشی هم مس کنن، بادی میاد آدم یخه ی کتشو بالا میکشه آره خوبه خوشگله
بیست و چند سال پیش آهنگی خوندی به نام پائیز در یک آلبوم انتخابی از شرکت ترانه. براوو به تو خیلی از آدمایی که حتی Fan  من هستن و منو خیلی گوش میدن نمیدونن همچین آهنگی هست با صدای من فکر میکنن که فقط با صدای ابی هست من قبل از ابی خونده بودم ابی خیلی دوست داشت اون آهنگو اونم خوند
هیچ وقت اون آهنگو دوباره هیچ وقت در جای دیگه ای هیچ وقت فکرشو کردی ؟ نه اون هم تنظیم بسیار بسیار زیبای ناصر چشم آذر که من فکر میکنم تا امروز به جز واروژان، ناصر چشم آذر بهترین تنظیم کننده بوده. تهرونه و ایشالله که این مصاحبه رو گوش بده و بدونه که من هنوز فکر میکنم من هیچ وقت با بهتر از ناصر کار نکردم به عنوان تنظیم کننده
می بینم امروزه تنظیم کننده هایی که تو باهاشون کار میکنی بیشتر جوون ها هستن بیشتر کسایی هستن که صاحب نام نیستن و سیاوش با اونها کار میکنه. آیا دلیلش کنترل سياوش قميشي روی اونها که راحت تر میتونه کنترل کندشون؟ بگه من اینجوری میخوام، اینجوری کن، اونجوری کن؟ یا اینکه سلیقه ی اوناست؟ نه میدونی که اینجا بچه های ما حتی آرانژر های مسن ترمون هم یاد گرفتن که اینجا آمریکاست رودربایستی وجود نداره. من پول میدم کاری که من دوست دارم باید واسم بکنی. من از تو میخوام این کارو برام بکنی. نمیخوای نکن و منم پولتو نمیدم. در نتیجه کنترل وجود داره، نه. جوون ها، شاعرهامون هم همه جونن. همه بیست و دو سه چهار پنج ساله. برای اینکه هیچ کس نمیکنه این کار رو و من هر چی بکنم کمه و جوون ها باید یکی بهشون برسه دیگه همشون راه سختو و بُکشن خودشون رو تا بیان بالا نیست که یه نفر باید باشه کمک کنه. باید یه نفر باشه اینا رو بیاره تو ویترین بیاره ببیننشون؟
خواننده های جوونمون چی ؟ خواننده ی جوون صداش خوب باشه شخصیتشم خوب باشه من در حدی هم که پول خودم رو خرجش بکنم، می کنم من برای فیروزه خودم دارو آلبوم میزنم. فیروزه هیچ کاری نداره. کمپانیم کاری نداره. خودم دارم همه خرجارو میکنم. برای اینکه هم شخصیتش رو دوست دارم هم صداشو و آلبومشو براش میزنم. حالا بعدا میدمش به یه کمپانی دیگه ولی تمام پولی که خرج کردم حتی درم نیارم مسئله ای نیست از این
خواننده های جوون زیاد اومدن و دارن میخونن فکر میکنی اینا چند درصد خواننده های خوبی هستن یا آینده ای دارن و میتونن ده پونزه سال دیگه بیست سال دیگه جایگزین خواننده های قدیمی و خوش صدای ما بشن ؟ بیست درصدشون خواننده های خوبی هستن، دو سه درصدشون ممکنه بمونن در حدی که تو میدونی
آها ، دو سه درصد ؟ موسیقی امروزه نه فقط در اروپا، نه فقط آمریکا و در داخل کشورم که به زبان فارسی انقدر علاقه و اهمیت نشون داده میشه در اومده که شاید فارسی فارسیه نیست شاید خوندناش، ترانه هاش ترانه های با قافیه و به اون صورت نیست و آلبوم ها داره فروش میکنه و طرفدارای بسیار زیادی داره چی فکر میکنی نسبت به این مسئله؟ اینجوری فکر میکنم که بحث خوبی کردی من توی تلویزیون دیگه ای که من به جز طپش کم مصاحبه میکنم یک دونه مصاحبه داشتم و با آقای منصور سپهربند در تلویزیون جام جم گفتم که آقا، سوال کرد که شاعرا چرا کار نمیکنی با ايرج جنتی عطايی؟ گفتم ایرج جنتی عطایی یا شهریار قنبری و اردلان خیلی شاعر های خوبی هستن من سعی می کنم از اونها کتاب بخونم وقتی ترانه میشه انقدر سنگینه مردم نمی فهمن چی میگن، جوونها ی فهمن دارن چی میگن. من برای جوونا دارم می خونم. جوونا اگه نفهمن من چی میگم گیج میشن و باید به نظر من اونایی که خیلی دوست دارت شعر سنگین بخونن، کتاب بخرن. کتاب ایرج جنتی عطایی کتاب داره « زمزمه های یک شب سی ساله » شهريار قنبري کتاب داره « درخت بی زمین » و اینها، اینها رو بخونن ولی وقتی میشه ترانه و قاطی ملودی میشه و تنظیم میشه و خواننده میخواد بخونه بهتره اینجوری بشه که تا کلام از دهن خواننده میاد بیرون ، به گوش میرسه هضم شه دیگه فکر نکن مقصودش چیه؟ چی میگه اینها و حتی میشه این کار ها رو خیلی جدی هم انجام داد. تصور کن خیلی شعر جدی ایه ولی همش هضم میشه. هیچ کلمه ای وجود نداره که هیچکی نفهمه. بعد دوستان همکار در هفته های بعد در تلویزیون جام جم فرمودن که خوب اگر شهریار قنبری اینها رو نمی فهمن مردم دیکشنری بخرن و با فرهنگ لغات یاد بگیرن که به نظر من دیگه حرف مزحک بود و نخیر من فکر میکنم که ترانه لازمش اینه که ساده باشه، شیرین باشه، آموزنده باشه ولی ساده باشه. مردم بفهمن، جوونها بفهمن، حالا به این نتیجه می رسیم که جوونها دارن آرش ها رو گوش میدن. شعری وجود نداره حتی ضرورت ملودی و ریتم باعث باعث شده سه دفعه گفته میخوام میخوام میخوام ولی دارن گوش میدن پس می بینیم که اونجوری می خوان. حالا اگه هنوز دوستان میخوان بشینن جدول و معما درست کنن به عنوان ترانه، بکنن و انشالله که موفق بشن
عید نوروز برنامه های مختلی داری کنسرت های مختلفی داری ولی واسه من جذاب ترینش شبی هستش که در دوبی با هم هستیم در رابطه با اون چی میگی؟ بله، جذاب ترین همیشه. انرژی اصلا فرق میکنه به این دلیل که اینها بیشتر می بینن ( آمریکا و اروپا ) اونا خیلی کم می بینن در نتیجه انرژی بسیار بسیار شدید و زیاد و نوع خوب از انرژی به خصوص ماه مارچ هوا خوب، بیرونه. ما هم دوستای خوبی هستیم. من، تو، مسعود بچه ها دور هم هستیم و همیشه بهترین خاطرات
بیشترین جایی که دوست داری بری کجاست برای خوندن ؟ دوبی
پس من هم آروز میکنم که شب خوبی داشته باشی در کنار هم دیگه مطمئنا با بودن تو و اینکه از قبل داریم با هم دیگه میریم. یه روز قبلش اونجا باشیم با هم دیگه، وقت بیشتری رو باز دوباره با هم سر کنیم و سپری کنیم. هیچ وقت خسته نمیشم از اینکه گفتگو کنم با دوستم چون اسمش گفتگو نیست اسمش مصاحبه نیست اسمش یه گپه به گفته ی فریبا فروهر که نشسته بود داشت نگاه می کرد لابلای اون زمانی که اون آهنگا میرفت داشت می گفت این اصلا مصاحبه نیست. واقعا هم نیستش، یه دو تا دوست دارن با هم صحبت میکنن. خیلی خوشحال هستم. خیلی ناراحت هستم که داری از لس آنجلس میری و به اروپا داری سفر می کنی ولی خوشحال هستم اون کاری که دوست داری انجام میدی  ممنونم ازت، قربون شکلت. منم ممنونم
 
 
 
 
 
 

اینم چندتا مطلب در مورد عشق که من توصیه میکنم حتما  بخونین چون خیلی به دردتون میخوره :
 
 
کدامیک از ما بدجنس تریم؟
  من؟
      که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟
  یا تو؟
      که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟
                                                                       بدجنس!!
 
کدامیک بچه تریم؟
  من؟
      که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟
  یا تو؟
      که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟
 
کدامیک عاشق تریم؟
  من؟
      که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟
  یا تو؟
      که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟
 
کدامیک بازیگوش تریم؟
  من؟
      که دلم ٬ بازیچه بازی موهایت در نسیم ٬ هر لحظه به شوق بوییدن زلفت می تپد؟
  یا تو؟
      که با هر کرشمه ات٬ بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟
 
             ... ها؟! ...کدامیک؟!
 
 
 
اگر روحت گرفتار شب تاريك و بيم موج هائل شود مهمترين ستاره اي كه
 
مي تواند ما را از وحشت به بيراهه رفتن نجات دهد . اين قاعده ساده است  :
          "  هرگز هرگز هرگز به خودت خيانت نكن  "
هر چه از الفباي تو حرف بر مي دارم تا تمام شوي 
انگار بي محاباتر از هميشه 
لابه لاي اين همه خطوط مبهم و واژه نديده دوباره از سر سطر آغاز مي شوي
با اين همه هنوز هم به تقدس تند يك حس عاشقانه مثل هميشه دوستت دارم  .
 
مرا به خود عادت مده
مرا به خود عادت مده بانوی من
که پزشک توصیه کرده است
بیش از پنج دقیقه 
لبانم را در لبان تو رها نکنم
و بیش از یک دقیقه
در معرض آفتاب سینه ات ننشینم
مبادا که بسوزم
* * *
اگر مردی می شناسی
که بیش از من تو را دوست می دارد
او را به من نشان بده
 تا به او تبریک بگویم.
و پس از آن ، او را بکشم
 
 
لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه واسه کم آدمي خوب مي نويسه يکي لباش تو خوابم غرق خندست يکي چشماش تو خواب هم خيس خيسه
 
 
شهد ناب از شما نمي خواهم به سرابم ره گمان نزنيد سر آب از شما نمي خواهم زشت و زيباي چهره ام ، خوش باد من نقاب از شما نمي خواهم اي ز اسبم فكنده ، نا اصلان همركاب از شما نمي خواهم من نپرسيدم از شما چيزي پس جواب از شما نمي خواهم جان بيدار من نياشوبيد جاي خواب از شما نمي خواهم شعله را در چراغ من نكشيد آفتاب از شما نمي خواهم
 
 
مییون آتش و باد خشکی دریا رو گشتم سهم من از شب شاید همان ستاره ای باشد که همیشه پنهان است ... به قول قاصدکها ستاره ی من همان است که پیدا نیست
  ...
  ...
برای افزودن کلمه‌ای همیشه فرصت باقیست، ولی پس گرفتن آن هرگز امکان ندارد ...
 
 
 
ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟
روزي که قلبهايي که در کنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي که محرم هم بودن محرم دل کس ديگري بشن
 
عشق ملغمه ای از روحیات  مهار ناپذیر و ظاهرا ناهمسازه.ادمها هنگامی عاشق هستنندکه ترکیب عجیب و غریبی از لذت ودرد شیدایی و اندوه سرمستی و نامیدی   روتو صیف کنندعشق ظاهرا یه سفینه فضایی که فقط بین دو مکان در حرکت جهنم و بهشت.  قدیمیترین شعر عاشقانه دنیا موجود در هجدهمین سلسله پادشاهی مصر باستان سروده شده است  عشق تو دنیا از قدیم تعابیر زیادی رو براش اوردن مثلا تو مصر عشق رو شکلی از شیدایی خایان در نظر گرفته انند یا برخی از اعراب می   گفتتندجننون اشکال مختلفی دارد که عشق یکی از این اشکال است
             عشق از نظر فروید یک پدیده جنسی است  پدیدهای که ناشی از واپس زدگی جنسی در زندگی وسر خوردگی ان می بیند در سال  1925  تهییه کننده افسانه ای هالیوود سام گالدوین به فروید در ازای نوشتن یه فیلنامه در مورد عشق  100  هزار دلار پیشنهاد داد چون فروید رو متخصص عشق در جهان می دونستند ولی فروید عملا هیچ حرفی واسه گفتن نداشت چون دل مشغولی عمده او جنسیت بود
:اریش فروم با خلاصه کردن دیدگاه فروید نتیجه گرفت   عاشق شدن همیشه به غیر طبیعی بودن نزدیک بوده است همیشه با کوری نسبت به واقعیت همراه بوده است وسواس گونه وبا  بنتقالی از اشیا دوست داشتنی کودکی صورت می پذیرد
چارز داروین یکی از بزرگترین نظریه پردازان علم روانشناسی است یه روز داروین نظراتشو در مورد زن و عشق داشتن و نداشتنش نوشت در مورد نداشتنش حدودا5صفحه سودهاش نوشت ولی در مورد داشتنش نوشت یه زن از یه سگ بهتره تا اینکه عاشق دختر عمویش میشود و بعدا بزگترین نظریه ها را در مورد عشق می دهد
افلاطون در رساله فدروس این طور بیان می کند که وقتی کسی معشوقش را می بیند روحش به یاد وضعیت تکامل یافتعه ای می افتد که پیش از تولداز ان برخوردار بوده است این یادوری باعث تجدید حیات روح می شود کهاز ان به صورت رشد مججدد بالها تعبییر می شود همزمان با رشد بالها روح به تپش می افتد و با احساس هایی نظیر عذاب جدان وازردگی  و درد به ستوه می اید جالب بدونین که عشق رو در قرن  15  به مالخولیا تعبیر می کردنند که در حقیقت هم همین است اخه به مالخولیا پریشانی روان می گویند واز اون به بهد در مورد عشق تحقیق شده ابن سینا هم نظریه هایی داده تا اینکه به نظریه استنبرگ می رسیم که به قاعده مثلث استنبرگ مشهور است که در اون عشق به سه قسمت عشق پر شور عشق صمیمی و عشق پوچ تقسیم کرده که توضیح اون روخواهم گفت
در اخر چیزی که مسام از زمان خلقت ادم   تا به حال عشق مهمترین مشغله ادما بوده ولی از نظرمن عشق یه مرض یه می دونیم که مرض همیشه نا خوشا یند پس  چطور ادما محتاج عشقنند چون عشق یه مرض خوشا ینده من از نظراتون بی دریغ نکنید مرسی .
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 20:19  توسط ترنم شبانه   | 

سلامی طنز به دوستان عزیز

دخترجوانی ازمکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل می شود.پس از دوماه، نامه ای ازنامزدمکزیکی خوددریافت می کند به این مضمون:

 

 «لورای عزیز، متأسفانه دیگرنمی توانم به این رابطه ازراه دورادامه بدهم وباید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام ومی دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست.»

باعشق:روبرت

 

دخترجوان رنجیـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش می خواهدکه عکسی ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردایی ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه 56 تا بودند باعکس روبرت، نامزد بی وفایش، دریک پاکت گذاشته وهمراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:

 

«روبرت عزیز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قیافه تورا به یادنیاوردم، لطفاً عکس خودت راازمیان عکسهای توی پاکت جداکن وبقیه رابه من برگردان.»

 

دمش گرم٬بابا دمش گرم!

 
اینم عکس لوگوی جدید
www.nightmusic.blogfa.com :::: Tato
 
سلام حیف که میترسم فیلتر بشم وگرنه عکس های بیشتری میذاشتم فعلا اینو ببینید مواظب باشین خنده زیاد کار دستتون نده !!!!!   (نظر یادتون نره به قشنگترین نظر یه جایزه تعلق می گیره !!!!)
www.nightmusic.blogfa.com
 
 دوستای گلم اینم عکس چندتا بازیکن که به نظر من خوشگل ترینشون
رونالدینهو هستش ( البته به عکسای هانری و علی دایی و کریمی وبکهام و ندود و هاشمیان و ..... هم  در ادامه مطلب توجه کنید !!!!)
  ا

جالبه؟

 

 

 

خوبه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 19:48  توسط ترنم شبانه   | 

مصاحبه سیاوش عزیز و آهنگهای جدید و توپ ( اومدم بعد از یه مدتی یه حالی بهتون بدم !!)

اینم یه مصاحبه قبل از اجرای کنسرت شهر کلن  با سیاوش قمیشی عزیز تقدیم به دوستداران سیاوش   :

شب ساعت ۱۱ بود که سياوش قميشی وارد راهروهای سفيد پشت صحنه کنسرت بزرگ شهر کلن شد . وقتی که اومد بچه های گروهش هم يکی يکی وارد اتاق شدن و منهم خودمو از لای درز در درست قبل از اينکه بسته بشه ، انداختم تو اتاق . تبريک عيدی گفتيم و بعد از نيم ساعتی روی مبل نشستيم و مصاحبه درباره آلبوم جديدش « روزهای بی خاطره » رو شروع کرديم . حالا جالبه که ما سه بار مصاحبه رو اشتباهی شروع کرديم . دو بار اول حواس هر دومون پرت شدم و ديديم که حوصله مصاحبه رو نداريم ! بار سوم هم آبروريزی شد مصاحبه رو شروع کرديم و بعد از چند دقيقه متوجه شديم که درباره آلبوم « بی سرزمين تر از باد » داريم حرف می زنيم ! بعد از کلی خنده ديگه ساعتهای دوازده شب حدود نيمساعت پيش از اينکه روی صحنه بره از آلبوم جديدش گفتيم و شنفتيم :
سياوش جان دروود . قبل از اينکه مصاحبه رو شروع کنيم ،
می خواستم تا پيام يک سری دختر رو به شما برسونم که در « مرکز اميد مهر » در تهران هستن . دخترهايی که آسيب اجتماعی ديدن و از خونه فرار کردن . با خيلی از اونها صحبت کردم و همه گفتن که سياوش رو دوست داريم و با آهنگ هاش زندگی می کنيم . اکثر اين دخترهام گروه سنی بين ۱۵ تا ۲۰ سال هستن . منم فکر می کنم همه اين دخترها نازنين هستن و اگر از خونه بيرون زدن ، لابد واقعاً به اونجايی رسيده که بايد ميزدن بيرون ! وگرنه هيچ آدمی بيرون و سرما رو به خونه اش ترجيح نميده . به هر صورت دم همشون گرم و برقرار باشن .
يکی از بچه ها « نازيلا » می گفت آهنگ « خار » شما رو دوست داره که در وصف خداست . البته بچه ها فکر می کنن که اين شعرها کار خودتونه ، اما در اصل انتخاب اونها کار شماست . درسته ؟ بله درسته. شعر اين آهنگ از مسعود فردمنشه .
 چند تا کنسرت توی ايام نوروز امسال داشتين ؟ خيلی کم . يک بار در دوبی و سه بار هم در اروپا . البته پيشنهاد تعداد کنسرت خيلی بيشتر بود .
چرا انقدر کم ؟ به خاطر اينکه نمی خوام پشت سر هم بخونم . چون هم خودم خسته ميشم و هم از اين به بعد سعی می کنم بيشتر در شهرهای بزرگ بخونم.
از آلبوم جديد ، کدوم آهنگ ها رو برای خوندن روی صحنه انتخاب کردين ؟ « پنجره » و « ياد من باش » آهنگ هايی هستن که امشب توی کنسرت می خونم .
شعر آهنگ « تصور کن » کار يغما گلرويی هست . من حتی بعضی وقت ها زمان معرفی اين آهنگ می گفتم که برداشتی هست از آهنگ « Imagine » جان لنون . درسته ؟ بله ، اسمش رو هم به همين خاطر « تصور کن » گذاشتيم و دقيقاً مربوط به همون آهنگ جان لنون ميشه .
شما خودتون اين آهنگ رو سفارش دادين ؟ « تصور کن » يکی از کارهای موجود يغما بود که من توی کتاب جديدش خونده بودم . البته خوندن کارهايی مثل « تصور کن » که تکه های بلند داره و شعر جدی هست، خيلی سخته . ولی در کل با يغما زياد صحبت می کنم و بهش زياد پيشنهاد موضوع برای شعر ميدم . اما خيلی وقت ها خود يغما شعر ميگه ، مثل شعری که برای من گفته به خاطر رفتنم از لس آنجلس ، اون هم بعد از ۲۸ سال !
کجا ميرين ؟ آمدم اروپا . فعلاً آلمان هستم ولی قرار نيست جای خاصی بمونم و بيشتر سفر می کنم . ولی محيط لس آنجلس که باهاتون مياد ؟ چون شما توی دنيای موسيقی پاپ هستين . اتفاقاً وقتی هم که لس آنجلس بودم ، محيط اونجا باهام نبود ! چون ديگه معاشرت و رفت و آمد زيادی نداشتم . به هر حال هر کاری يه حوصله ای می خواست که من ديگه نداشتم . ولی در عوض حوصله خيلی چيزهای ديگه رو پيدا کردم !
چه چيزهايی ؟ موزيک گوش کردن ، کلوپ رقص رفتن و حال کردن ! لس آنجلس به نظر من شهر بسيار شلوغيه . من می دونستم که بايد از اونجا برم اما بعد از ۲۸ سال اين کار مقدماتی رو می خواست و کار آسونی نبود . البته همه اينها رو تعريف کردم که بگم يغما زمانی که اين موضوع رو شنيد ، برام يک شعر گفته که توش ميگه « رفتم از شهر فرشته های زشت ...»
از آلبوم جديدتون آهنگ « پنجره » خيلی گل کرد . نظر خودتون چيه ؟ آره  « پنجره » رو خودم خيلی دوست دارم . شعر اين آهنگ هم از يغما گلرويی هست .
ملودی اين آهنگ رو قبلاً ساخته بودين ؟ نه ، ملودی تمام آهنگ های آلبوم  « روزهای بی خاطره » رو جديد ساختم .
راستی يک آلبوم جديد توی ايران اومده که خواننده اون ادعا می کنه پسر شماست ! درسته ! شنيدم عکس من رو هم روی جلدش گذاشته ! خوب اگه اين کار کمکی بهش می کنه اشکالی نداره ! اما نه، ايشون پسر من نيست !
سياوش جان ، آهنگ « گريه کن » هم عجيب گرفت . با اينکه حالت خاصی داره چون ما معمولاً ميگيم گريه نکن ، اما شما توی اين آهنگ ميگين « گريه کن » ... بله ، گريه قشنگه . گريه سهم دل تنگه ، اگر گريه نکنی، چکار کنی ؟
چه چيزی توی زندگی شما بوده که اين موضوع رو قبول کردين ؟ من موافق گريه کردن هستم ، اما خودم به اين نتيجه نرسيده بودم !
من هيچ وقت در زندگی از ناراحتی گريه نکردم . ولی بعضی وقت ها احساساتی ميشم و گريه ام ميگيره .
آلبوم آخرتون بيشتر يکرنگه و سبک الکترونيکی داره ، درسته ؟ بله ، از ابتدا کارها فرق داشت و بيشتر از سازهای زنده استفاده ميشد . اما کم کم کارها الکترونيک شد . الان تکنولوژی انقدر پيشرفت کرده که صداهای الکترونيک خيلی شبيه صدای سازهای زنده است . البته قراره در آلبوم بعدی از سازهای کلاسيک هم استفاده بکنيم . آلبوم بعدی قراره شامل ۵ تا آهنگ تند باشه که به هم وصله و بعد با يک فاصله کوتاه، ۵ تا آهنگ آروم خواهد داشت که اين آهنگ ها با استفاده از سازهای زنده درست شده .
اين آلبوم قراره کی بيرون بياد ؟ سعی می کنيم دسامبر بيرون بياد، اما خدا بهمون رحم کنه چون کار زياديه !
سياوش جان، درباره دخترهايی که توی ويدئوهای شما هستن بگين .
دختری که توی ويدئوی « گريه کن » هست، يک دختر دو رگه برزيلی و سوئيسيه که توی آمريکا مدل لباسه . در ويدئوی « بوسه باد » هم يک دختر خانم ايرانی هستن .
جالب اينه که همه اين ويدئوها سياه و سفيدن! شما هم معمولاً لباس سياه و سفيد می پوشين . اين ها سليقه خودتونه ؟ آره ، من به طور کلی چيزهای رنگ و وارنگ و خال خال رو دوست ندارم!
چند کلمه هم درباره آهنگ « بوسه باد » ميگين ؟ بوسه باد در آلبوم« روزهای بی خاطره » آهنگ محبوب خودمه . شعر و ريتم اون رو خيلی دوست دارم . ولی « بوسه باد » از اون آهنگ هايی بود که ديرتر هضم و فهميده شد .
چطوره که کارتون رو با يغما گلرويی ادامه دادين ؟ من اگه تعداد کافی شعر از يغما گلرويی داشته باشم ، همه آلبوم رو با استفاده از شعرهای اون می خونم . چون کارهای يغما رو دوست دارم . اگر هم می بينين که ترانه سراهای ديگه ای به جز يغما در آلبومم هستن ، به اين دليل بوده که کارهايی که من از يغما پسنديدم به اندازه کافی نبوده .
بچه ها پرسيدن اگر قرار باشه آهنگی رو به کسی که دوست دارين تقديم کنين، اون آهنگ چيه ؟ « عسل بانو » .

اینم مصاحبه کامل سیاوش با  Tapesh TV امیدوارم به کمک این مصاحبه چیزای بیشتری از زندگی خصوصی سیاوش بدونین

سیاوش قمیشی هر هفته سرش توی این فروشگاه های سی دی و نوار و چه آلبومی به بازار اومده، آخرین تکنولوژی... بعد توی یه شهر دو هزار و صد نفری که مطمئنا یه مقدار از دنیای تکنولوژی بدور هست ، یه مقداری زندگی ماشینی واسش غریبه ( شهر آخِن در آلمان )، زندگی کردن تو اونجا واسش عادیه ؟ زندگی کردن خودم خیلی برام عادی و خوشایند خواهد بود. بعدم دیگه میدونی که شما کافیه تو غار باشید و یک دونه لپ تاپ داشته باشید و باطری تون هم شارژ باشه و می تونین دانلود کنین هر جور موزیکی که دلتون بخواد

باطری خودتون یا باطری کامپیوتر ؟ باطری هر دومون ( خنده )

باطری شما که ماشاالله شارژ هست ؟ بد نیست، شما میدونی ( خنده ) باهات صحبت می کنم.

ولی باطری کامپیوتر هم شارژ باشه و ...؟ باشه و دانلود می کنیم. بعد میدونی که، ترک به ترک میشه موزیک هایی رو که با آدمی که داری کار می کنی programmer ، تنظیم کنندت می گیم و میدیم... هر جای دنیا که باشه. در نتیجه زیاد بی موزیک نمی مونم. زیاد هم دور نخواهم بود از مسائل فقط یه خورده آروم تر مشیم

خوب آلبوم بعدی کجا تهیه میشه ؟ آلبوم بعدی همه جا همه ی اینجاها ... برای اینکه من روی این لپ تاپ MAC هست چیزی به نام garageman که اون داره یه چیزی اگر load کنی یه چهار پنج هزار تا sound  و... اینا هست و اینه که ما کار می کنیم هر جا که باشه

سياوش خواننده های ما از بی آهنگی یه مقداری رنج میبرن. بعد اگه یه خواننده وقتی که خودش نسازه واسش خیلی سخته که حالا آلبوم بعدی چیه ، آلبوم بعدی چیه . خیلی ها اعتقاد دارن آقای سياوش قميشي این آلبومش رو داد، خوب خیلی هم موفق بود حالا آلبوم بعدی چکار می کنه . آهنگی ازت چند شب پیش شنیدم . یا چند هفته پیش یا چند ماه پیش . نمیخوایم تاریخ مصرف بذاریم رو این گفتگو و خیلی جذاب بود . شنیدنی بودش . بعد تو این فکر بودم که تو خودت میسازی همیشه میتونی نوآوری داشته باشی ، هیچ وقت زجر نکشی ، از اینکه بعدی رو چکار کنم . حالا برم دنبال کدوم آهنگساز ؟ خود ساختنم ، علی جون ، فقط باعث این میشه که احتیاج به کس دیگه نداشته باشم ولی نوآوری مسئله ی دیگه ایه . نوآوری باید گوش بدی ببینی نو چیه و چه خبره تو دنیا

نو چیه الان ؟ نو تا پارسال یا چند ماه پیش که با هم صحبت می کنیم هنور ترنس بود. ترنس هم رفته، کم کم داره میره، هالس شده بازم، هالسی که ترنسه، یه خورده آروم تره . یه دونه Progresser ها اصلا اومده که تو کلاب ها مردم بیشتر باهاش میرقصن ولی هالس الان موزیک الانه که بین ترنس و لانژ موزیک و... و اینهاست

سبک بعدی همون فضای قبلی رو دنبال میکنه ؟ تصور کن ؟ تصور کن جای خودش رو میده به دنبال خودت نگرد. لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد. بله خط تقریبا همونه

پنجره همون style میمونه ؟ گریه کن همون حالت هست ؟ گریه کن ؟ نه، نه شاید با در نظر گرفتن همین که این دوره زمونه یه خورده عوض شده مسائل، منم ریتمام عوض شه. شاید منم یک کمی آروم تر بشه قضایا ولی قدر مسلم باز از اونها از اونها ( در اینجا قمیشی دستش رو به حالت کوبیدن نشون میده ) خواهد بود از اونها

الان تو فکر این هستی که زندگی رو آروم بکنی به خاطر همین ؟ میگن Artist با فضای دور و بر خودش میگذره. آیا تو این فکر هستی که زندگی تو آروم تر کنی ؟ بله کاملا درسته، آروم تر کنم یه مقدار زیادی حدود هفت هشت سال شروع کردم به کتاب خریدن، کتاب فارسی،  یعنی نویسنده ی فارسی شاید نه، ولی ترجمه ی فارسی ( برای اینکه اینجا آدم فاریسش یادش نره ) جمع کردم هر موقع اروپا بودم آلمان بودم کتاب خریدم از... کتاب خریدم، کتابها زیاد شده و اینا رو نخوندم. هِی گفتم آره میخوام کتاب بخونم یه خورده بخونم ببینم بقیه چجوری فکر می کنن

الان برعکس گذشته سیاوش قمیشی هر چی پیش میره پر کار تر داره میشه زمان کاریش بیشتر هستش کار بیشتر می کنه بعد آیا این یک ترمز دستیه سیاوش برای کارای خودش میکشه ؟ ترمز نیست فقط دارم جاده یه خورده پیچ و خاکیه ( خنده )

چرا ؟ آروم تر شم خودم، موزیکم نمیشه ممکنه نشه

بعد واسه کسی آهنگی می سازی ؟ کسی اگه مشخصاتی رو که باید داشته باشه حتما میسازم.

آها یعنی مشخص نیستش که خیلی خوب من برای این آهنگ میسازم یا واسه اون نمیسازم ؟ نه

یا اصلا وقتش رو ندارم آهنگ بسازم واسه کسی ؟ وقتشو دارم آهنگ سازی برای من وقت زیادی نمیبره راستش

شرایط داری اگه کی بخواد آهنگ از سياوش بگیره ؟ حتما

شرایطش این هست که با آهنگ ساز دیگه ای کار نکنه ؟ آدم های بخصوصی شاملشون میشه که نکنن

یعنی فقط باید کسی با قمیشی کار کنه باید آلبوم با قمیشی باشه ؟ اون آلبوم بخصوص، بعدش میتونه هر کاری بکنه. بعضی از خواننده ها بله، بعضی ها هم میتونه شامل این نباشن. بعضی ها هم میتونن از من چند تا آهنگ بگیرن با در نظر گرفتن اون باقیش چه آهنگ هایی هست یا مال کی هست میشه ولی الان باز به دلیل شرایط، قدیما اول می گفتن باید صداش خوب باشه. الان صداش دومیه، باید خودش آدم خوبی باشه. آروم باشه بدونه داره چکار میکنه. نذاره بقیه به کارش دخالت کنن و وقتی که producer نیست دور و برش و بدونه که اون آدمی رو که داره کاراش رو انجام میده براش، براش آلبوم میزنه، شعرش رو بلده انتخاب کنه program رو بلده انتخاب کنه استودیوش رو بلده انتخاب کنه و بیاد کارش رو بکنه

رنگ مورد علاقه ی سیاوش قمیشی چه رنگی هستش ؟ رنگ مورد علاقه ی من آبیه و تا چندین سال پیش قرمز بود

خوب هم رنگه اینش خیلی جالبه ! تو پی لابلای سوال ها میخوام چیزهای دیگه ای هم از سياوش بپرسم از خلق و خوش، از اخلاقش، ترس هراس، سياوش قميشي از چیزی میترسه ؟ من شب میترسم تو جایی که میخوابم تو خونه که میخوابم تنها باشم هیچ کس نباشه دیگه از هیچی نمیترسم ( چند لحظه سکوت ) اینم نمیترسم که بمیرم احیانا کسی بالا سرم نباشه، شایدم نمیدونم. از این نمیترسم که مریض بشم کسی نباشه دکتر ببره منو، نه. شاید دلم میخواد اگر زمانی اتفاقی برام بیافته یکی باشه دستشو بگیرم یا باهام باشه ( اینجا سیاوش قمیشی خنده ی کوچکی بر لب داره و با دستش نشون میده که کسی رو بغل کنه ) هنوزم دلیلش رو نمیدونم ولی اینه مسئله ی من تنها ترسی که دارم، ترس دیگه به هیچ وجه. از هواپیما یادته خیلی می ترسیدم سوارشم دیوانه میشدم ولی تنها سوار میشم پونزده ساعت چهارده ساعت میرم و خودم ان کارو کردم نه دکتر رفتم نه کاری کردم، خودم به نتیجه رسیدم

سیاوش قمیشی جزو ده تا خوانندس، جزوی یکی از این ده تا خوانندس که بیشتر از بقیه ی دویست تا خواننده پول میگیره برای روی صحنه رفتن و اجرا کردن یعنی خواننده های گرون قیمت. چطوری خواننده ی گرون قیمت وقتی میخواد از یه شهری بعد از بیست هشت سال کوچ کنه بره یه شهر دیگه یه چمدون یه ساک ؟ پولا کجاست ؟ پولهایی در کار نیستن زیاد. من پول زیاد می گیرم راست میگی از خود تو هم می گیرم و خیلی هم زیاد می گیرم. تو هم واست مشکل نیست که بدی ( خنده ) خرج خیلی زیاد دارم. راجبش نمیخوام صحبت کنم ولی جاهایی هستن که من باید پول بفرستم

پس خرجش میکنی ؟ خرجش می کنم شاید هم باور نکنی که مثلا پی انداز در حد چند هزار دلاری ( خنده ) بیشتر نیست

یادم میاد با خودت صحبت میکردم گفتی من دیگه خیلی بخوام بخونم پنج سال دیگست. آیا در پنج سال آینده در فکر پس انداز هستی ؟ که بعد ایشاالله بیشت سال بعدش رو راحت بیست و پنج سال بعدش رو راحت زندگی کنی ؟ من نمیدونم که بیست و پنج سال و بیست سال و پونزده سال و ده سالی خواهد بود. راستش، من این اواخر یاد گرفتم که صبح که پا میشم بگم که خوب باز پا شدیم و ظاهرا یک روز دیگه در پیشه و شب که میخوام بگم که شب میخوام فکر صبحو همون صبح میکنم. من آهنگساز هستم ضمن خواننده بودن. می تونم با آهنگسازیم ادامه بدم روزگار رو انقدر که سخت نباشه. علی من میدونی شاید من آدمی نیستم که کاخ بخوام و هشت تا اتاق خواب بخوام و ماشین کورسی اونجوری بخوام . الانم که میدونی کجا زندگی می کنم و دو تا bedroom و خیلی ساده و خوبم هست راحتم

چه چیزی تو زندگی خوشحالت میکنه ؟ این اواخر ( اینجا چهره ی قمیشی کاملا بشاش میشه ) خوحشالیه من باز فرق کرده یه مقداری: آدما رو خوشحال کنم بخندونمشون، خنده ای که سرحال بیان نه اینکه بخندونمشون و بعد... اونم حتی بخندونمشون اگر بتونم اما بخندن از اینکه براشون کاری انجام دادم که دلشون شاد شه، خیلی لذت داره، خیلی واسه من خیلی زیاد.

آیا تا حالا هیچ غذایی بوده که دوست نداشتی امتحانش کنی ؟ مثلا بگن آقا شما اختاپوش میخوری ؟ یا نمیدونم هیچ غذایی بوده که بذارن جلوت و نگاش کنی بگی نه این یکی رو دیگه من طرفش نمیرم ؟ نه قدر مسلم نمی تونسته باشه تا یه دفعه امتحان کرده باشم. یادمه که بچه بودم خورشت بامیه بهم دادن و این بعد ها فهمیدم که خانم هایی که خیلی آشپزهای سن بالاتری بودن به من گفتن آقا به تو خورشت بامیه دادن و اینکه لیز بوده و مثل دنبه توی گلوت بالا پائین پریده به خاطر اینه که نباید اینجوری درستش بکنن. ظاهرا باید بذارن تو آفتاب نمیدونم عرق کنه مثل بادنجون اینا و اگر نکنی این لیز میشه من یادمه اون دفعه ی اولی که خورشت بامیه خوردم چنان حالم به هم خورد دیگه تو زندگیم نخوردم ولی هر چیزی رو یه دفعه امتحان کردم ببینم چجوری بوده ولی خیلی چیزا هست آدم نمیخوره مثلا همون اختاپوس ، سفته و مثل لاستیکه تو میخوری ( خنده )

خورشت بامیه رو هم میخورم. تو شکموئی من دیدم تو پرخور نیستی، شکموئی...

من عاشق غذام اصلا واقعا یه زمانی فکر می کردیم که یه غذاهایی رو آدم دیگه نمیخوره یا زمانی که سنمون کم بود و بچه بودیم یه سری غذا ها رو ازش در میرفتم ولی هر چی میگذره کم کم داره خوشم میاد . تنها چیزی که نمیتونم بخورم سیاوش غذاهای شیرینه زیادی مثل شیرین پلو مثل نمیدونم این چی بودش ؟ شیرین پلو بود ؟ شیرین پلو داریم ، آلبالو پلو داریم ، فسنجون شیرین داریم به نظر من غذا نباید شیرین باشه اصلا شیرینی مال مزه ی غذا نیست ولی برای بیننده های عزیز این مسئله رو بگم که حدود یک ماه پیش من و آقای امیر قاسمی و مسعود جمالی رفتیم سوشی رستوران و من و مسعود یه گوشه ی میز رو داشتیم ، اندازه ی دو تا سه تا بشقاب و دو تا مزه و اینا و تمام باقی میز شش نفره رو  علیرضا امیر قاسمی ( خنده ) دیس دیس چیده بود و میخورد و البته سوشی حجم زیادی نداره ولی ماشاالله که بعد مسعود اشتباه کرد . گفتش که آقا اینو برای کی میاری دیگه این مال نیست ، علی گفت چرا اینم مال منه یه دیس سوم اینقدی ( خنده ) نوش جانت عزیزم و وسواس هم داری حتما اون باشه حتما اون ماست امروز خوردی . خورشت فسنجون بدون مرغ برای مرغش جوجه کباب خوردی چون مرغ توی فسنجون رو دوست نداشتی...

دوست داشتم ولی وقتی میری توی رستواران یه مقدار باید توی این فکر باشی که آیا این مرغ مرغ تازست یا مرغی هستش که از فریزر در میاد ولی مطمئنا جوجه کباب چون آدم صبح تا شب میان order  جوجه کباب میدن خوب جوجه کباب تازه تر هستش . البته مامور شما report  رو دادن که اون مرغ بهتره خورده نشه بعد و این مرغ خورده بشه.

چه چیزی تو زندگی ناراحتت میکنه ؟ والا خیلی چیزا خیلی چیزا شاید از همون خیلی چیزها هم دارم از لس آنجلس میرم راستش چون می بینم زیاده و زیاد تر شده . آدما وقتی که مسائل اساسی زندگیشون دیگه مد نظرشون نباشه . مسائلی که زیاد زندگی ساز نیست ، سرنوشت ساز نیست اونا بشه مثل پول و اون بیشتر خواستن و اون رقم نگاه کردن و حساب بانکی ها و اینها که می بینم همکارانمون دیگه مسئله ی چهارم ، پنجم ، ششمشون باشه اینکه بهتر بخونن ف خوب بخونن ، بلکه نه بیشتر بخونن اینا داره میشه اینا اذیت میکنه منو . باور کن که وقتی نگاه می کنم در مجموع به این بازار مکاره ی موسیقی که باید بگم موسیقی لس آنجلس نه موسیقی لس آنجلسی ، خیلی ها گفتن موزیک لس آنجلسی . موزیک لس آنجلسی بسیار خوبه . موسیقی لس آنجلس که در لس آنجلس تولید میشه دیگه بازار مکاره ای شده . همه میخونن و همه یه جور می خونن . نمیدونی همه ی زیر آهنگ های خواننده ها عین هم شده . همه یه جور صدا داره میده و اینا . تو این بازار مکاره وقتی من نگاه می کنم می بینم دیگه قضایا یه جوری شده که گاهی اوقات خجالت میکشم که منم میخونم و میسازم یا تو این کار هستم . اذیت میکنه.

میگن که سياوش قميشي قبل از اینکه آلبومش در بیاد شاید با چهار تا کمپانی ، پنج تا کمپانی صحبت میکنه ولی آخر سر طی چندین سال گذشته آلبومش توسط کلتکس به بازار اومده . آیا اونای دیگه نمیتونن اون چیزی که کلتکس به سیاوش میداده بده . یا اینکه سیاوش ناز میکنه به گفته ی این قهر میکنه و توقع داره که بهش توجهش بیشتری بکنه کمپانی و باز هم بر میگرده کلتکس ؟ کلتکس همیشه توجه کرده . شاید بیشترین توجهی که در هر زمان به هر آرتیستی کرده به خود من بوده کلتکس . اینو بقیه هم میگن . کمبود توجه نبوده یا اگر هم بوده کلتکس دیگه بیشتر از اون نمی تونسته توجه کنه . ولی رفتن اینور و اونور به خاطر اینه که شاید هر دفعه من خواستم از کلتکس به خاطر تجربه ی خوبی که نداشتم از آلبوم قبلی برم ولی به نتیجه نرسیدم برای اینکه کلتکس در مجموع بهتر کار انجام داد . آلبوم های از این به بعد رو من زیاد بهش دخالت نمیکنم چون میدونی که فریبا فروهر Manager منه . صحبت ها رو میکنه . منهای آدم هایی که خیلی خیلی صمیمی هستن با من مثل تو مثلا که خودمون هم حرف میزنیم فریبا هم در جریانه ، غیر از آدم های صمیمی که تعدادشون هم زیاد نیست ، صمیم منو فریبا می گیره و میگه اینجوریه چه کار کنیم . با هم صحبت م کنیم ولی فریبا کارها رو انجام میده . اینه که اگر بره کلتکس فریبا صلاح دونسته بره کلتکس.

سیاوش قمیشی یه سری خواننده های دیگه قرار دادی بستن با کمپانی کنسرت ، یه کمپانی که کارهای کنسرت انجام میده بعد سیاوش قمیشی پول خیلی خیلی خوبی هم بهش پیشنهاد شد در halftime  نه در دقیقه نود قبل از اینکه داور سوته بزنه که حالا همه برین تو زمین بعد از کنسرت لاس وگاس گفت آقا من اومدم بیرون دلیلش چی بود ؟ متوجه شدم که این کمپانی بلد نیست کار بکنه و بسیار آدمای خوبی هستن و نیتشون بسیار مثبت و خوبه ولی اینکاره نیستن کارهای دیگه ای دارن انجام میدن که میدونی خیلی موفقن . کنسرت گذاری کار ساده ای نیست به هیچ وجه و اونایی که فکر می کنن و میکردن که آقا کاری نداره سالن رو میگیری بلیط رو چاپ میکنی خواننده هم میاد و تموم شد ، نه اینجوری نیست . در لاس وگاس شاهدش بودیم که اینجوری نیست ، نبود . sound خراب بود hight  آن چنانی نبود برنامه Organize نبود و من اون مبلغ خیلی زیادی رو که میدونی پس دادم به خاطر اینکه من پول نمیگیرم فقط که بخونم و بگم که هر چی پول بیشتره و بهتر من چه فرقی می کنه کجا و چه جوری ، نه . پول پس دادم برای اینکه فکر می کنم سال دیگه که اون دوستان یک سال کنسرن بذارن حتما خیلی خیلی بهتر این کارو خواهند کرد . اون موقع شاید باهاشون کار کنم.

عید نوروز ، برای سياوش قميشي چه معنی و مفهومی داره ؟ همیشه بهار همیشه شکوفه . فصل محبوب من پائیزه اما بهار من بهار رو می فهمم که عیده . عید هم یکی از روزای دیگه ی ساله که شده اتفاقا بیست و یک مارچ ولی بهاره . بهار خیلی مسئله فرق میکنه آدما پر جوش و خروش ترن ، گربه ها صدا می کنن دنبال هم میرن شکوفه در میاد و اینا من میفهمم که عیده و به اون دوستانی که تو استودیو کار میکردن اتفاقا نوازنده های آمریکایی می گفتن که بله حالا شما مثل بقیه نیستین که سی و یک دسامبر ، سی دسامبر عید بگیرید . همه ی دنیا اون موقع عید میگیرن . گفتم که همه ی دنیا اشتباه میگیرن . مائیم که درست می گیریم . ما روز اول بهار می گیریم یعنی شروع سال ، شما ها دارین وسط زمستون میگیرین و بهار اول بهاره و عید هم خوبه.

-----------------------------------------------------
پر خاطره ترین نوروز سياوش قميشي ؟ ندارم. باید برگردم به خیلی بچگی ها که همش فکر پول نو و هی در آوردن و شمردنشون که چند شده و حالا چقدر شده و ماهی قرمزه و...

یعنی هیچ خاطره ای نداری از این همه نوروز هایی که سپری شده؟ هیچ وقت؟ خاطره ای که واست بخوام بگم، نه چیز استثنایی نه. شاید استثنائش همون خوندن بلبله. میدونی شبا بلبلا میخونن نزدیک عید که میشه و خیلی بلند و تا چهار پنج صبح و بعد چند جور بلبل داریم. خیلی سریع بگم اگه ندونی جالب، برای اونایی که الان نمیدونن. هر بلبلی که تخم میذاره، پنج تا شش تا تخم میذاره. همه ی تخم هاش بلبل نمیشه. یه دونش بلبل میشه باقیشون میشه سحره. سحره فقط سحر میکنه چه چه نمیزنه. از همه ی بلبل ها هم که چه چه میزنن از تعداد خیلی زیادشون یکی شون میشه هزار دستان. هزار دستان هیچ وقت چه چه هاش تکرار نمیشه. من همین توی لس آنجلس نزدیک خونه ضبط صوت گذاشتم با دور یواش و یه چیزی مثل چهارده ساعت ضبط کردم. از این چهارده ساعت دو، سه ساعتش رو بلبله میخونده. یک دونش شبیه همون یکی نبوده اینا هزار دستانه. بلبل های دیگه pattern میخونن هفت هشت تا باز بر میگردن اولی رو میخونن یا نامرتب میخونن ولی همون هفت هشت تا رو فقط میخونن. هزار دستان هیج وقت خودشو تکرار نمیکنه در تمام عمرش. عید، بهار اینا میان بیرون و اینا میخونن.

بلبل خودت داشتی یا اینکه؟ نه توی درختا

بعد این ضبط و صوت و گذاشته بودی و ضبط میکردی؟ آها

یه بار سعید نوشینفر هم اینو واسه من هم آورده بود، به خدا، صداهای مختلفی بود یه آلبومی داده بود بیرون میخواست صدای بلبلم بذاره توش میگفت میشه تو آگهی این صدا رو هم بذاری الان که داری میگی یادم افتاده. بلبل خیلی قشنگ میخونه خیلی قشنگ

ولی جالب بود این داستانی که گفتی خیلی جالب بود بسیار عالی. خوب از زندگی سیاوش قمیشی همیشه سوال کردیم که زندگی سياوش قميشي 60 سالش گذشته ان شاالله که 60 سال دیگه هم تو راه هستش این 60 سال بعدی به چه صورت میره جلو؟ در خلوت با دوستان؟ ان شاالله که 60 سال نباشه طولانیه من همیشه فکر میکنم که اگر بشر نمیمرد خودش خودش رو می گشت چقدر دیگه؟ چقدر؟ چکار میشه کرد؟ بشر زمینی بیشتر از زمینی بودن کار دیگه ای نمیتونه بکنه. حالا البته هوایی هم داریم، گاهی اوقات میرن بالا! ولی کلا کارا محدوده و معدوده اینه که 60 سال نه ان شاالله چندین سال دیگه در آینده خوب، کتاب، کتاب، کتاب. موزيک گوش کردن. من هنوز زوری سه چهار ساعت موزيک گوش میکنم. ببینم بقیه چکار میکنن. یکی دو ساعت پیانو میزنم. خوب دیگه کتاب میخونم. بعد گربه ای دارم که باز گفتم اسمش موسوله هنوز هم دارم حالا میاد پیشم مسئله اینه که گربه و سگ و اینا از روی آی که بخوان رد بشن مملکت بعدی باید برن قرنطینه یه شش هفته و نمیخوام گربه بره اونجا توی قرنطینه خلاصه گربه ای و کتابی و پیانویی و چایی و چایی های بعد از ظهر و به خصوص هوا ابر باشه غروب ها هم ابر زیاده

غروبها همش بعد از ظهره! بله چرا نباشه من عادت دارم من اون چهارده سال لندن منو عادت داد به بعد از ظهر و چایی و...

سیاوش قميشی عشق رو چه طوری نشون میده به کسی که دوست داره؟ چه میدونم دائم قربون صدقش میرم. دوست دارم ابرازش کنم. دوست دارم بگم که خیلی دوسش دارم.

چی مثلا؟ چه میدونم خوب مثلا مواظبت کردن. تهیه کردن چیزهایی که خوشحالش می کنه، خندوندنش همون لبخند زدنش. هر کاری که خوشحالش میکنه هر چیزی که دوست داره داشته باشه و خوشحالش می کنه این کارا از دست من بر میاد. عشقمو نشون میدم. یعنی عشقمو نشون بدم که اینجوری فکر میکنم نشون بدم ولی این کارا رو میکنم که خوشحالش کنم که خودم خوشحال شم ضمنا.

مثلا چجوری میگی؟! مثلا قربون شکل ماهت برم؟ آره آره قربون شکل ماهت، عزیزم

نازنین؟ بعد یک سری چیزا مثلا صحبت هایی میکنی که نرمال نباشه یا آدم معمولی اون قربون صدقه رو نره؟ مثلا قربون گوشت برم؟! قربون گوشت برم؟ ممکنه اگه چشم کسی خیلی خوشگل باشه بگم قربون چشای خوشگلت برم اونم حتما نمیخواد girl friend باشه یا زنم باشه یا نمیدونم... نه دوستای من وقتی که خیلی دوستشون دارم، اون معدوده ... وقتی مثلا زنگ میزنن میگن فلانی میگن سلام، میگم سلام به روی ماهت. اونایی رو که دوست دارم. دوست دارم ابراز کردن، دوست دارم گفتن، زبونی

جونی؟ جونی OH yes ( خنده )

خوب سیاوش عزیزم زیبایی رو در زن در چیش می بینی؟ در زیبائش و وهله ی اول و بعد زیبایی درونیش. من خپ خیلی زیبایی رو دوست دارم .

چشم، ابرو، اندام زیبا چی بیشتر تو رو جذب خودت میکنه؟ همه چی... قدر مسلم هر آدمی به هر آدمی نگاه میکنه اول به صورتش نگاه میکنه. صورت هم یعنی چشما و دماغ و دهن و لب و مو اینها، اندام، هر چیز قشنگی... درخت قشنگ، ماشین قشنگ، گربه ی قشنگ. زیبایی خیلی زیباست و من دوست دارم خیلی زیاد زیبایی رو

یک لغت دیگه هستش بین صحبت مون میگن شما به چه چیزی حساسیت دارین؟ چی رو می پسندی یا چی تو رو جذبت میکنه یا دورت میکنه از یک آدم؟ صد در صد، صد در صد، راستی و درستیش و من خودم تمام سعیمو در چندین سال اخیر کردم که دروغ نگم، حتی دروغ های مصلحتی، دروغ نگم و دروغ خیلی اذیتم میکنه. دروغ باعث میشه تمام تصورم و تصویرم از اون آدمی که دوستش دارم بهم میریزه

خوب، حالا از اون کسی که دوستش داری، گفتی از زیبایی هستش. بعضی ها مثلا دوست دارن میگن آقا ما انگشت های دست اگر زیبا نباشه من خوشم نمیاد یکی میگه آقا گوشش بزرگ باشه من دوست ندارم، طرف دیگه ممکنه بگه آقا من دوماغو دوست ندارم، یا اگر ابروهاش باریک باشه یا اگه ابروهاش کلفت باشه. سياوش قميشي تو این مسئله چطوره؟ دندوناش و دهن اون آدم واسه من، هم مرد هم زن

دندونها؟ که دوندونها مرتب باشه، سفید باشه، خوب باشه، لثه هاش صورتی باشه

اگر همه چی زیبا باشه بعد وقتی میگه سلام لثه هاش سیاه باشه. تمام، سیاهم نمیخواد باشه ( خنده )

این پس مهمه؟ دندان و لثه؟ آره دندون و دهن

سیاوش قمیشی آدمه وسواسیه؟ خیلی، مرض در حد مرض

اون کسی رو که دوست داره که دندان زیبایی هم داشته دهان زیبایی هم داشته اگه از یه لیوان آب بخوره آیا شما اون لیوان رو برمیداری ازش آب بخوری؟ کدوم آدم بخوره ؟

اون شخصی که دوستش داری؟ چجوری دوستش دارم ؟

شما چه جوری دوست داری؟ آها ، آدمی که باهاش زندگی می کنم اگر زن باشه بله از لیوانش میخورم. قاعدتا از لیوان دوستام هم نمیخورم .

نمیخوری ؟ نه

هیچکدوم ؟ نه

هیچ لیوانی ؟ مگه پیش بیاد از تشنگی دارم میمیرم لیوان کسی باشه دیگه مجبور باشم بخورم، بله ولی نه دوست ندارم

مطمئنی ؟ آره چطور مگه ؟ ( خنده ) میخوای مچمو بگیری ؟ ( خنده )

آره ، داشتی ، داشتی . خوردم ؟

تو دوبی من و شما با هم دیگه بدویم بعد گفتی علی این لیوان توئه؟ گفتم آره بعد یه... علی منو تو با هم خیلی صمیمی هستیم

آخه تو گفتی هیچ کس ؟ خوب هیچ کس گفتم که اون احیانا اگه زن باشه خصوصا زن... چون فقط فکر میکردم داری اون جوری داری با من حرف میزنی چون تو یه tendency داری  همیشه میری تو این مسائل ( خنده )

من یه قولی دادم ( خنده ) . میدونم من و تو مردم هم احیانا میدونن تو مصاحبه من و تو با اینکه زمان خیلی زیادی با هم سر نمی کنیم در مدت روزانه و هفته و اینا ولی اون quality time  که به هم دیگه هستیم ما خیلی صمیمی هستیم بقیه هم میدونن

صد در صد . اخلاقامون خیلی نزدیکن . برای اینکه میدونم آدم تمیزی هستی. من لباساتو دیدم، لباس پوشیدنتو دیدم، چشمدونتو دیدم، غذا خوردنتو دیدم، اینه اگر نمیخورم با مردم، لیوان و اینها رو به خاطر اینه که نمیدونم چه جورین و آخه نمیشه...

همیشه یه نفری باید با سیاوش قمیشی باشه که این از سیاوش مراقبت کنه چون سیاوش این مسئله و این و pampering رو دوست میداره ( در این لحظه سیاوش قمیشی زیر ناخنش رو نگاه میکنه ) . بله

آیا اون نفر با سياوش قميشي به انگلستان کوچ میکنه یا به دوسلدورف یا به هر جای دیگه که او بره؟ در این مقطع زمانی که صحبت داریم میکنیم معلوم نیست هیچی و من دوست دارم آدمی باشه که خیلی نزدیکم باشه و خیلی دوستش داشته باشم اما اگر نه اصلا مسئله ای نیست که یه پرستار استخدام کنم ماهی یه مقداری بدم بیاد کارامو انجام بده مواظبم باشه غذامو بده اگه لازم باشه و بره

اگه پولش خوب باشه من حاضرما ؟ خیلی ممنون ما پول شما رو نداریم که بدیم ( خنده ) میدونم میکنی ولی فی تون خیلی بالاست شما

خواهش می کنم در هر صورت خوب این رفتن سیاوش و اینکه آخه آدم میدونی خیلی جالبه شاید ما یه هفته هم دیگرو نبینیم ولی احساس من این هست که دو تا کوچه اون ور تر یا سه تا خیابون اون ور تر سیاوش قمیشی تو خونشه منم تو خونمم و میتونیم پای تلفن گوشی رو برداریم با هم دیگه صحبت کنیم، حرف بزنیم یا هر لحظه که دلمون بخواد همدیگرو ببینیم شاید دو هفته هم همدیگرو نبینیم ولی از روزی که من شنیدم سیاوش داره از لس آنجلس میره خیلی ناراحت شدم یا نمییدوم دلیلش چیه یا یک احساسی بهم دست داد که یکی از دوستای خوب من داره از شهر لس آنجلس میره و حالا ممکنه مثلا دوم ماه نبینمش . همین طوری هم شده دو ماه نبینیم و رفتی سفر و یا رفتی تور ولی این اخساس وجود داره. آیا این حالت برای خودت هم هست یا اینکه حالا نه فقط واسه ی من واسه ی کسایی که تو ان شهر هستن؟ یا انقدر زده شدی از اینجا که میگی بی خیال همه؟ نه بی خیال همه نه بی خیال نود و نه درصد

بی خیال نود و نه درصد من رفتم ؟ بله

سیاوش ؟ کسی هستش که بهت بگه آقا من ازت آهنگ میخوام و به خاطر احساساتت بگی آقا من از تو خوشم نمیاد یا دوستت ندارم و بهت اهنگ نمیدم؟ یا دوست ندارم و باهات نمیخونم؟ یا بغلت نمی ایستم؟ دومی بله اولی نه آدمی که بگم دوستت ندارم بهت آهنگ نمیدم اگه کارش درست باشه شخصیتش درست باشه صداشم خوب باشه میدم. بابت ایستادن روی یک stage با آدمها تک و توکی مسئله دارم و مسئلم این نیست که من دارم باهاشون. مسئله برام ایجاد کردن و من دارم عکس العمل نشون میدم. تو میدونی من آدم زیاد گزگ بگیر و اینا نیستم ولی عکس العمل نشون میدم اونم نه عکس العمل شدید. دیگه حقمه دیگه یگم نخوام این کارو بکنم نمیکنم.

بعد این همه آهنگ سیاوش قمیشی ساخته به خصوص با یکی دو تا خواننده که این آهنگ ها خیلی واسه اون خواننده ها کار کرده و مدتهای بسیار طولانی این آهنگ ها بوده و هنوز هم جاودانه هست بعد می بینیم که آلبوم بعدی سیاوش قمیشی این راه میره اون خواننده هم یه راه دیگه میره. چرا یه کاری که داره انجام میشه یه کاری که داره کار میکنه یه گفته ای و اصلا موفقه و خواننده و مردم و طرفدارای اون اونو دوست دارن همچین اتفاقی هچین سرنوشتی نصیبش میشه ؟ میدونی علی من آدم احساسی هستم خیلی زیاد خیلی زیاد. آره در این مورد یه صحبت های کوچولو تری هم قبلا با هم کرده بودیم. من آدم خیلی احساسی هستم دلم که چرک شه حالم که از آدمی گرفته شه و اینها دیگه باور کن که وقتی میخوام واسش بسازم این دسته دیگه درست نمیره. در نتیجه نه نمیشه. نتیجه هم نخواهد داد من سعیمو کردم. خیلی هم راضی نبودم از کار آخرم و بعد هم میدونی که قراردامون چند تایی بود با اون کمپانی و منم گفتم نمیکنم و کمپانی هم تهدیدی کرد که آقا فلان گفتم هر کاری دلت میخواد برو بکن و نمیکنم

و نمیکنی ؟ نه ، الان هم میدونی که دارم واسه یه آدم دیگه ای آلبوم میزنم و تا روز آخری هم که دارم میرم هنوز دارم میرم استودیو کار می کنم و ان شاءالله تمومش می کنم و آلبومش رو هم خیلی دوست دارم : فیروزه . کار میکنم شخصیتشو دوست دارم ، خودشو دوست دارم صداشو دوست دارم اینجوری کار میکنم ولی همون طوری که گفتم حالا شده اینجوری قضیه که خود آدم باید ، از بابت من ، از بابت من تائید شده باشه حالا ممکنه من غلط تائید میکنم ولی باز من باید تائید کنم . که بتونم این کارو بکنم یعنی ممکنه اون آدم تائید شده باشه در تمام جوامع بین الملی و تا این حد و همه ی جای دیگه . من برای خودم دارم تصمیم می گیرم . من باید دوستش داشته باشم که بتونم یعنی اون علاقه ی خود اون باعث میشه که من کارم رو انجام بدم و در مورد اون آدمی که داریم صحبت میکنیم متاسفانه وجود نداره .

پس اگر هم خوبم بخونه ، خیلی هم خوب بخونه اگر دل سیاوش دلخور بشه ازش و دلگیر بشه طرفش نمیره . شخصیت هنری یا شخصیت اجتماعی ؟ شخصیت هنری .

به شخصیت اجتماعی کسی هم کار داری ؟ نه زیاد میشه فضولی به من مربوط نیست اونا خودش میدونه و خودش . شخصیت هنری خیلی مسئله ایه که مورد نظر منه بالاخره آهنگ منو داره میبره این ور و اون ور میخونه و باز یکی از دوستانمون آهنگ منو برده بود و با یه خواننده ی دیگه ایه ، خواننده ی آماتور جوونی در آلمان شریک شده بودن آهنگا رو میخوندن : کی اشکاتو پاک میکنه رو و من پیغوم دادم نمیدونم ، که انشاالله بهش رسیده باشه که من اون آهنگ رو به تو امانت دادم و واگذار کردم که تو بخونی با اون صدای قشنگت . تو صاحب اون نیستی که در موردش تصمیم بگیری با هر کسی آماتور و خواننده ای که حتی فالش داره میخونه بری روی روی استیج بزرگ مثل کلن ارنا اینه میشه اجتماعی ؟ نه اینا میشه هنری

ناراحت شدی ؟ خیلی زیاد

کی اشکاتو پاک میکنه رو ؟ ابی با خواننده ی دیگه ای اونو خونده ؟ با یه خواننده ی دیگه ای به اسم سایه خوندن که ایشون هنوز آلبومی هم احیانا ندارن قراره مثل اینکه بخونن و این آهنگ ، آهنگ ساده ای نیست برای خوندن اون خواننده ای که استیلش به اون خوبی نیست در نتیجه اگر بخوای دارم DVD شو یدم که چه افتضاحی شده و اون اجرای دو صدای اون آهنگ

چطور فکر میکنی خواننده ای به این مطرحی و به این محبوبی همچین اشتباهی رو باید بکنه ؟ لابد فکر نمیکنه اشتباه میکنه

تا حالا خودت هیچ وقت این کارو کردی ؟ هیچ وقت موقعیت خودتو هیچ وقت به خاطر رفاقت یا به خاطر پول به خطر انداختی ؟ تحت هیچ عنوانی

آیا باید از تو اجازه بگیرن تا آهنگی رو که خریداری شده که بخوان با کس دیگه بخونن ؟ علی تو میدونی که قانون copy right میگه مولف و مصنف که شاعر و آهنگساز باشن نه تنظیم کننده . شاعر و آهنگساز تا آخر عمرشون صاحب اثر باقی میمونن حتی اگر بنویسن بگن آقا این مال تو باز قانون کپی رایت میگه نمیتونی بدی این مال توئه این با تو می میره و بعد از تو هم باز میمونه ولی به اسم تو . ما فقط داریم این ملودی رو میدیم به اون خواننده که استفاده کنه با صداش بخونه . برای کنسرتاش و اینا نه اینکه راجبش تصمیم بگیره  و ببخشتش و فضل و بخشش کنه

بسیار عالی . این مسائل این اتفاقاتی که تو زندگی تو می افته آیا شخصیتی هستی که به خاطر دوستی کارت رو چشم پوشی کنی رو کارت یا اینکه نه اول میگی کارم برام مهمه بعد رفاقتم ؟ نه گاهی اوقات به خاطر دوستی از مسائلی چشم پوشی میکنم یک ساعت پیش کردم ( خنده )

یادمه . حالا یه چیز دیگه میگم پس . امروز بگن سیاوش قمیشی کار ، موسیقی یا یه شخصی توی زندگیت کدوم رو انتخاب میکنی ؟ هیچ وقت هیچ شخصی نمیتونه بالاتر از موسیقی من باشه هیچ کس . من بدون شخص میتونم با موزیکم زندگی کنم بدون موزیکم نمیتونم با هیچ شخصی زندگی کنم . من از شش سالگی که یه مادام اولگایی بود که روس بود و معلم پیانو بود تا حالا به جز موزیک یعنی به جز موزیک چرا یعنی موزیک همیشه جز سازنده و کلی زندگی من بوده . اصلا نمیخوام فکر کنم که اگر نباشه چه جوری میشه . مثلا اگه کر شم نمیدونم زنده میمونم یا نه . البته بتهوون موند اما من بتهوون نیستم ( خنده )

 تو این یه چمدون چی بیشتر داری؟ ساعته؟ کفشه؟ کمربنده؟ عینکه؟ نه لباس اصلا خیلی کم ، عینک دارم هفت هشت تا ، ipod دارم ، موزيک دارم یک مقدار زیادی DVD دارم ، یه مقدار زیادی از همین electronics دارم ، چیزایی که همشم بقشون تبدیل میشه به 110 و 220 و...

تو زندگی دوست داری چی جمع آوری کنی ؟ مثلا من علاقه ی خیلی زیادی دارم به فیلم ، DVD های مختلف ، فیلم های مختلف . چیزی هستش که ؟ بعضیا علاقه دارن به کلاه ، مثلا به عینک های مختلف . عینک خیلی دوست دارم ، خیلی میرم می شینم ، با یارو عینکیه که شیشش چه رنگ باشه ، برق نزنه روش ، اینجوری باشه ، سبک باشه ، اون جوری باشه ، عینکه ولی باز چیزه ، باز مسئله برمیگرده به موزيک . توی لپ تاپم یه چیزی مثل نزدیک صد و خورده ای گیگابایت موزیکه و من دوست دارم جمع کنم دقیقا مثل تصویرهای تو من اجرای اریک کلپتون رو دارم live در لندن در club فلان ، Recorder استودیوشو دارم ، فرق دارن اینا با هم اینا رو بغل هم می چینم ، در اینجا در اونجا بعد...

دوست داری این کارو ؟ خیلی خیلی

وقت میذاری واسه این ؟ خیلی زیاد

www.nightmusic.blogfa.com

این هم چندتا از جدیدترین و بهترین آلبوم ها و موزیک ویدئو ها که به شما دوستان عزیز پیشکش میکنم امیدوارم  لذت ببرین

 

آلبوم جدید      "   دی جی شهرام - شیرینکاری   "

 


آلبوم جدید      "   علیرضا فرد   "

 


آلبوم جدید     "  آرش دلفان  "

 

  1. ۱. sOng
  2. ۲. sOng
  3. ۳. sOng
  4. ۴. sOng
  5. ۵. sOng
  6. ۶. sOng
  7. ۷. sOng
  8. ۸. sOng


یک سری از آهنگ های     "   هیچ کس - HICH KAS   "

 


یک سری موزیک و موزیک ویدیو جدید و درخواستی

 

۲ تا آهنگ جدید دیگه از   "  علیرضا &  حمیدرضا  "      < شيرين و فرهاد >   < تا حالا شده >

موزیک ویدیو " دی جی نگار " با هم خوانی " آرمین " به نام قایم موشک

موزیک ویدیو جدید ( شهریار ) دوست دارم

موزیک ویدیو جدید ( دی جی نگار - همین حالا بگو )

آهنگی از گروه ایرانی ( M 20 - Hey You )

دموی آهنگ زیبای بسته از ( هیچ کس و بابک )

تست ریکورد کامل آهنگ قاتل از ( Error )

hesam va fred - morvarid

arad - yeki bood

amin rostami - gole ghermez

ferdos - party

ahrari - dige tahvil nemigir

morteza sadeghi - beatifulli

varan - piadeh

0098

 

۳ تا آهنگ جدید و قشنگ از گروه ( ۰۱۱۱ )   

 

     "  کوروس -  عاشق ترین  "

 

  1. لجبازها
  2. وقت نشد
  3. ستاره بارون
  4. ایران زیبا
  5. عشق من
  6. چشم های بندری
  7. با من برقص عزیزم


آلبوم جدید      "  DJ TUPIC -  LOVE&MUSIC  "

www.nightmusic.blogfa.com

  1. ( Persian Dance Mix ( Part 1
  2. ( Persian Dance Mix ( Part 2
  3. Persian Reggaetton
  4. Persian Slow Mix
  5. Persian Trance


آلبوم جدید      "  آرمین و سامان - تک ستاره  "

 

1- تك ستاره
2- يه روز مياي كه ديره
3- مهدي موعود

4- عشق دروغين نمي خوام
5- مرهم دستات (مادر)
6- لالايي بارون
7- اسكله ي عشق
8- لحظه ي سخت جدايي
9- قسم به اشكات
10- اين آخرين ترانه ست


آلبوم جدید و خیلی قشنگ    "  رضا صادقی - مستانه و دیوانه  "

 

  1. مستانه و دیوانه
  2. من عاشق شما
  3. کلبه
  4. تا تو رو دارم
  5. به تو می اندیشم
  6. کاشکی بودی می دیدی
  7. نور راه
  8. دنبال یار


آلبوم جدید     "   دانیال - D2   "

www.nightmusic.blogfa.com


آلبوم رپ  -  Fa Territory

 


آلبوم بسیار زیبای     "  علی رضا فرد  "

 


آلبوم محبوب ترین دی جی ایرانی    "  Dj RaMin به نام Amplified Persia  "

 

1. همدم صادق
2. آرش
3. چشمای ناز
4. صیغه
5. بنیامین ریمیکس
6. آرش کلاب ریمیکس
7. طلوع
8. بارون
9. بلک کتس
10. نازی جون
11. Kiss Kiss
12. Get Low


یک سری موزیک و موزیک ویدیو جدید و درخواستی

 

۱ آهنگ جدید و ۲دمو جدید از ( علی حسینی ) < لجبازی > < دروغ نگو دمو > < ساساز (مرگ) دمو >

۲ تا آهنگ از آلبوم جدید سهیل کریمی     <  بازیچه  >    <  Mix  >

موزیک ویدیو جدید ( شهیاد - برو )

ورژن جدید آهنگ ایران ایران از ( آرش و دی جی علیگیتور )

آهنگ جدید ( دی جی نگار به نام اگه )

موزیک ویدیو بسیار زیبای ( واران به نام پیاده )

موزیک ویدیو بسیار زیبای ( گروه کارو به نام دل دوونه )

موزیک ویدیو ( لیدا به نام عسلک )

موزیک ویدیو بسیار زیبای ( سپیده به نام شب )

موزیک ویدیو ( خشایار اعتمادی به نام عاشقی هر کی هر کی شده )

موزیک ویدیو ( فرزاد فرزین به نام مترسک )

موزیک ویدیو ( حمید اصغری راد به نام آیینه دق )

 موزیک ویدیو ( آصف به نام جای خالی )

موزیک ویدیو بسیار زیبای ( رضا منادی به نام سربندر )

 موزیک ویدیو ( گروه سندی به نام منو با دیگری )

موزيك ويديو ( evanescence به نام coing under )

موزیک ویدیو ( فرزاد صادقی به نام هدیه )

 ----------------------------------------------------

همتونو دوست دارم تا آپ بعدی همیشه سرحال و شاد و بارانی باشین .   

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 22:58  توسط ترنم شبانه   |